فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٨
لشكر خيز وفدايى پرور بود وامام، بيش از هر نقطه، بايد بر آنجا تكيه مى كرد. امام (عليه السلام) خود در يكى از خطبه ها به اين مطلب اشاره كرده است; آنجا كه مى فرمايد:«وَ اللّهِ ما أَتَيْتُكُمْ اخْتِياراً وَلكِنْ جِئْتُ إِلَيْكُمْ سَوْقاً...».[١] يعنى: به خدا سوگند من به ميل خود به سوى شما نيامدم بلكه از روى ناچارى بود.
اين دو علت سبب شد كه امام (عليه السلام) كوفه را به عنوان مقرّخود برگزيند ومركز خلافت اسلامى را از مدينه به عراق منتقل سازد.از اين رو، در دوازدهم ماه رجب سال سى وشش هجرى در روز دو شنبه همراه با گروهى از بزرگان بصره وارد شهر كوفه شد. مردم كوفه ودر پيشاپيش آنان قاريان قرآن ومحترمين شهر از امام استقبال به عمل آوردند ومقدم او را گرامى داشتند. براى محلّ نزول امام (عليه السلام)قصر«دار الاماره» را در نظر گرفته بودند واجازه خواستند كه آن حضرت را به آنجا وارد كنند ودر آنجا سكنى گزيند. ولى امام از فرود در قصر، كه پيش از وى مركز كجرويها وستمها بود، ابا ورزيد وفرمود: قصر مركز تباهى است وسرانجام در منزل جعدة بن هبيره مخزومى فرزند خواهرام هانى(دختر ابوطالب) سكنى گزيد.[٢] اميرالمؤمنين (عليه السلام) درخواست كرد كه براى سخن گفتن با مردم در محلى به نام «رحبه» كه سرزمين گسترده اى بود فرود آيد وخود در آن نقطه ازمركب پياده شد.
نخست در مسجدى كه در آنجا بود دو ركعت نماز گزارد وآنگاه بر فراز منبر رفت وخدا را ثنا گفت وبه پيامبر او درود فرستاد وسخن خود را با مردم چنين آغاز كرد:
اى مردم كوفه، براى شما در اسلام فضيلتى است مشروط بر اينكه آن را دگرگون نسازيد. شما را به حق دعوت كردم وپاسخ گفتيد. زشتى را آغاز كرديد ولى آن را تغيير داديد... شما پيشواى كسانى هستيد كه دعوت شما را پاسخ گويند ودر آنچه كه وارد شديد داخل شوند.
بدترين چيزى كه براى شما از آن بيم دارم دو چيز است:پيروى از هوى وهوس
[١] نهج البلاغه، خطبه ٧٠.
[٢] وقعه صفّين، ص٨.