فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٢
آنچه كه مسلمانان اتّفاق دارند وارد شد چه بهتر، در غير اين صورت به او اعلام كن كه سكوت وآرامشى كه تاكنون وجود داشته است ديگر وجود نخواهد داشت[١] وبه او برسان كه من هرگز بر استاندارى او راضى نبوده ام ومردم نيز بر جانشينى او راضى نخواهند بود.[٢]
جرير با نامه امام (عليه السلام) رهسپار شام شد.وقتى بر معاويه وارد شد گفت: با پسر عمويت على، مردم مكه ومدينه وكوفه وبصره وحجاز ويمن ومصر وعمّان وبحرين ويمامه بيعت كرده اند وجز همين چند قلعه كه تو در ميان آن هستى كسى باقى نمانده است واگر سيلى از بيابانهاى آنجا جارى گردد همه را غرق مى كند. من آمده ام كه تو را به آنچه رستگارى در آن است دعوت كنم وبه بيعت از اين مرد رهنمون گردم.[٣]
آن گاه نامه امام (عليه السلام) را تسليم معاويه كرد. در نامه چنين آمده بود:
بيعتِ (مهاجران وانصار با من) در مدينه حجّت را بر تو در شام تمام كرد وتو را ملزم به اطاعت ساخت. كسانى كه با ابوبكر وعمر وعثمان بيعت كردند، با همان كيفيت، با من بيعت كردند. پس از اين بيعت، ديگر نه حاضران اختيار مخالفت با آن را دارند ونه غايبانِ مانند تو اجازه رد كردن آن را.
شورا(بنابر رأى شما) از حقوق مهاجران وانصار است كه اگر به امامت كسى اتّفاق كردند واو را امام ناميدند اين كار مورد رضايت خداست واگر كسى از فرمان آنان، به صورت اعتراض يا به قصد ايجاد شكاف، بيرون رود او را به جاى خود مى نشانند واگر طغيان كند با او به سبب پيروى از غير راه مؤمنان
[١] حاكم اسلامى پيش از اعلام جنگ بايد اخطار كند كه هر نوع امانى كه سابقاً وجود داشته است مرتفع شده است.قرآن كريم به اين مسئله در اين آيه تصريح مى فرمايد:(وَ إِمّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْم خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواء)(انفال:٥٨).
[٢] وقعه صفّين، صص ٢٧و٢٨; تاريخ طبرى، ج٥، ص ٢٣٥.
[٣] الامامة والسياسة، ج١، ص ٨٤٧; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، ص ٧٥; وقعه صفين، ص ٢٨.