فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦
يثرب مهاجرت كنند. با آنكه پيامبر وحضرت على از حمايت خاندان بنى هاشم وبالأخص ابوطالب برخوردار بودند، امّا جعفر بن ابى طالب ناگزير شد به همراه تنى چند از مسلمانان در سال پنجم بعثت مكه را به عزم حبشه ترك گويد وتا سال هفتم هجرت كه سال فتح خيبر بود در آنجا اقامت گزيند.
پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) در سال دهم بعثت حضرت ابوطالب، بزرگترين حامى ومدافع خويش را، در مكه از دست داد. بيش از چند روز از مرگ عموى بزرگوارش نگذشته بود كه همسر مهربان او خديجه، كه هيچ گاه از بذل جان ومال در پيشبرد هدف مقدّس پيامبر دريغ نمى داشت، نيز چشم از جهان پوشيد. با در گذشت اين دو حامىِ بزرگ، ميزان خفقان وفشار بر مسلمين در مكه فزونى گرفت; تاآنجا كه در سال سيزدهم بعثت، سران قريش در يك شوراى عمومى تصميم گرفتند كه نداى توحيد را بازندانى كردن پيامبر يا با كشتن ويا تبعيد او خاموش سازند. قرآن مجيد اين سه نقشه آنان را ياد آور شده، مى فرمايد:
(وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الّذينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَ يَمْكُرُ اللّهُ وَ اللّهُ خَيْرُ الماكِرينَ) (انفال:٣٠)
به ياد آور هنگامى را كه كافران بر ضدّ تو حيله كردند وبر آن شدند كه تو را در زندان نگه دارند يا بكُشند ويا تبعيد كنند.آنان از درِ مكر وارد مى شوند وخداوند مكر آنان را به خودشان باز مى گرداند; وخداوند از همه چاره جوتر است.
سران قريش تصميم گرفتند كه از هر قبيله فردى انتخاب شود وسپس افراد منتخب به هنگام نيمه شب يكباره بر خانه محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم)هجوم برده، او را قطعه قطعه كنند. بدين طريق، هم مشركان از تبليغات او آسوده مى شدند وهم خون او در ميان قبايل عرب پخش مى شد ولذا خاندان هاشم نمى توانست با تمام قبايلى كه در ريختن خون وى شركت كرده بودند به خونخواهى ومبارزه برخيزند.
فرشته وحى پيامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت ودستور الهى را به او