فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٧٠
بزرگ به دسته نخست روايات بيش از دسته دوّم اعتماد داشته است.[١]
سخنان امام (عليه السلام) در اين مورد گروه نخست از روايات را به روشنى تأييد مى كند.وقتى اين دو نفر پيمان خود را شكستند وبزرگترين جرم را مرتكب شدند، در ميان مردم شايع كردند كه آنان با ميل ورغبت با على بيعت نكرده بودند. امام (عليه السلام) در پاسخ آن دو فرمود:
زبير فكر مى كند كه با دست خود بيعت كرد نه با قلب خويش، نه چنين نبوده است.او به بيعت اعتراف كرد وادّعاى پيوند خويشاوندى نمود. او بايد بر گفته خود دليل وگواه بياورد يا اينكه بار ديگر به بيعتى كه از آن بيرون رفته است بازگردد.[٢]
امام (عليه السلام) در مذاكره خود با طلحه وزبير پرده را بيشتر بالا مى زند واصرار آنان را بر بيعت با خود ياد آور مى شود; آنجا كه مى فرمايد:
«وَ اللّهِ ما كانَتْ لِي فِي الْخِلافَةِ رَغْبَةٌ وَلا فِي الْوِلايَةِ إِرْبَةٌ وَ لكِنَّكُمْ دَعَوْتُمُونِي إِلَيْها وَحَمَّلْتُمُونِي عَلَيْها».[٣]
من هرگزبه خلافت ميل نداشتم ودر آن براى من هدفى (سوء) نبود. شماها مرا به آن دعوت كرديد وبر گرفتنِ زمام آن واداشتيد.
دروغپرداز تاريخ
سيف بن عمر از جمله دروغپردازان تاريخ است كه در روايات خود مى كوشد مسير تاريخ را با جعل مطالبى بى اساس دگرگون سازد. وى در اين مورد نقل مى كند كه بيعت طلحه وزبير به جهت ترس از شمشير مالك اشتر بود.[٤]
[١] در تاريخ طبرى، طبع بولاق، ج٥، ص ١٥٣ـ ١٥٢ اين مطلب از سه طريق نقل شده است.
[٢] شرح نهج البلاغه عبده، خطبه٧.
[٣] همان، خطبه ٢٠٠.
[٤] تاريخ طبرى، ج٥، ص ١٥٧.