فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٩
داستان زينب را براى استادم ابوجعفر بصرى علوى خواندم. او تصديق كرد وافزود:آيا مقام فاطمه از زينب بالاتر نبود؟آيا شايسته نبود كه خلفا قلب فاطمه را با پس دادن فدك به او شاد كنند؟ گرچه فدك مال عموم مسلمانان باشد.
ابن ابى الحديد ادامه مى دهد:
من گفتم كه فدك طبق روايتِ «طايفه انبيا چيزى به ارث نمى گذارند» مال مسلمانان بود. چگونه ممكن است مال مسلمانان را به دختر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بدهند؟
استاد گفت: مگر گردن بند زينب كه براى آزادى ابوالعاص فرستاده شده بود مال مسلمانان نبود؟
گفتم:پيامبر صاحبِ شريعت بود وزمام امور در تنفيذِ حُكم در دست او بود، ولى خلفا چنين اختيارى نداشتند.
در پاسخ گفت:من نمى گويم كه خلفا به زور فدك را از دست مسلمانان مى گرفتند وبه فاطمه مى دادند، مى گويم چرا زمامدار وقت رضايت مسلمانان را با پس دادن فدك جلب نكرد؟چرا به سان پيامبر بر نخاست ودر ميان اصحاب او نگفت كه: مردم، زهرا دختر پيامبر شماست.او مى خواهد مانند زمان پيامبر نخلستانهاى فدك در اختيارش باشد. آيا حاضريد با طيب نفس، فدك را به او بازگردانيد؟
ابن ابى الحديد در پايان مى نويسد:
من در برابر بيانات شيواى استاد پاسخى نداشتم وفقط به عنوان تأييد گفتم: ابو الحسن عبد الجبّار نيز چنين اعتراضى به خلفا دارد ومى گويد كه اگر چه رفتار آنها بر طبق شرع بود، ولى احترام زهرا ومقام او ملحوظ نشده است.