فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٧٥
دروغ گفته است; اين است شبى كه مرا وعده شهادت داده اند».[١]
اين وعده را پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) به وى داده بود. على (عليه السلام) خود نقل مى كند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در پايان خطبه اى كه در فضيلت واحترام ماه رمضان بيان فرمود گريه كرد. عرض كردم:چرا گريه مى كنى؟ فرمود: براى سرنوشتى كه در اين ماه براى تو پيش مى آيد:«كَأَنِّي بِكَ وَ أَنْتَ تُصَلِّي لِرَبِّكَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَى الأَوَّلينَ وَ الآخِرينَ شَقِيقُ عاقِرِ ناقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَكَ ضَرْبَةً عَلى فَرْقِكَ فَخَضَّبَ مِنْها لِحْيَتَكَ»[٢]. يعنى:گويا مى بينم كه تو مشغول نماز هستى وشقيترين مردم جهان، همتاى كشنده ناقه ثمود، قيام مى كند وضربتى بر فرق تو فرود مى آورد ومحاسنت را با خون رنگين مى سازد.
بالأخره آن شب هولناك به پايان رسيد وعلى (عليه السلام) در تاريكى سحر براى اداى نماز صبح به سوى مسجد حركت كرد. مرغابيانى كه در خانه بودند در پى او رفتند وبه جامه اش آويختند. بعضى خواستند آنها را از او دور سازند. فرمود:«دَعُوهُنَّ فَإِنَّهُنَّ صَوائِحُ تَتْبَعُها نَوائِحُ» يعنى: آنها را به حال خود بگذاريد كه فرياد كنندگانى هستند كه نوحه گرانى در پى دارند.[٣]
امام حسن (عليه السلام) گفت: اين چه فال بدى است كه مى زنى؟ فرمود:اى پسر، فال بد نمى زنم، ليكن دل من گواهى مى دهد كه كشته خواهم شد.[٤]
اُمّ كلثوم از گفتار امام (عليه السلام) پريشان شد وعرض كرد: دستور بفرماييد كه جعده به مسجد برود وبا مردم نماز بگزارد.
حضرت فرمود: از قضاى الهى نمى توان گريخت. آن گاه كمربند خود را
[١] روضة الواعظين، ج١، ص ١٦٤.
[٢] عيون اخبار الرضا، ج١، ص ٢٩٧، (چاپ قم).
[٣] تاريخ يعقوبى، ج٢، ص ٢١٢; ارشاد، ص ٦٥٢; روضة الواعظين، ج١، ص ١٦٥; مروج الذهب، ج٢، ص ٤٢٥.
[٤] كشف الغمّة، ج١، ص ٥٨٤.