فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠٤
قاضى آن گاه كه بر خلاف حق حكم كند.
در اين هنگام كه خوارج محكوميت خود را احساس كردند، همچون كافران كوردل، از باب لجاج وارد شده به انتقاد از ابن عبّاس پرداختند وگفتند:
تو از همان قبيله قريش هستى كه خدا در باره آنها گفته است:(بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ) (زخرف:٥٨)، يعنى:قريش گروهى كينه توزند. ونيز گفته است: (وَتُنْذِرَ بِهِ قَوْماً لُدّاً) (مريم:٩٧) يعنى:تا به وسيله قرآن گروه كينه توز را بيم دهى.[١]
اگر آنان افرادى حق طلب بودند وكوردلى واستبداد فكرى بر آنها حكومت نمى كرد منطق استوار فرزند عباس را مى پذيرفتند وسلاح را به زمين مى نهادند وبه امام مى پيوستند. وبه نبرد با دشمن واقعى مى پرداختند، ولى با كمال تأسف، در پاسخ پسر عموى امام (عليه السلام)آياتى راتلاوت كردند كه مربوط به مشركان قريش است نه افراد با ايمان از آنان.
مراجعه به حَكَم مطلبى است كه قرآن آن را در نزاعهاى كوچك نيز، از قبيل اختلافات خانوادگى، تجويز كرده ونتيجه آن را در صورت حسن نيّت طرفين نيكو خوانده است; چنانكه مى فرمايد:
(وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَكَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَكَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُريدَا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اللّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اللّهَ كانَ عَلِيماً خَبيراً) (نساء: ٣٥).
اگر از اختلاف زوجين بيم داريد داورى از خانواده مرد وداورى ديگر از خانواده زن برانگيزيد; اگر خواهان اصلاح باشند خدا آن دو را براى رسيدن به هدف موفّق مى گرداند، كه خدا دانا وآگاه است.
هرگز نمى توان گفت اختلاف امّت پس از نبردى كوبنده در طىّ سه ماه، كمتر از اختلاف زن وشوهر است واگر امّت خواهان داورى دو نفر از طرفين در پرتو
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٢، ص ٢٧٣، نقل از كامل مبرّد(ص ٥٨٢، طبع اروپا).