فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠١
امام (عليه السلام) در پاسخ به آنان فرمود: سخنى است به ظاهر حق، امّا آنان باطلى را دنبال مى كنند. سپس فرمود:«أَما إِنَّ لَكُمْ عِنْدَنا ثَلاثاً فَاصْبَحْتُمُونا» يعنى: تا وقتى كه با ما هستيد از سه حق برخورداريد(وجسارتها وبى ادبيهاى شما مانع از آن نيست كه شما را از اين حقوق محروم سازيم).
١ـ «لا نَمْنَعُكُمْ مَساجِدَ اللّهِ أَنْ تَذْكُرُوا فِيهَا اسْمَهُ»: از ورود شما به مساجد خدا جلوگيرى نمى كنيم تا در آنجا نماز بگزاريد.
٢ـ «لا نَمْنَعُكُمْ مِنَ الْفَيْءِ ما دامَتْ أَيْدِيكُمْ مَعَ أَيْدِينا»: شما را از بيت المال محروم نمى كنيم مادامى كه در مصاحبت ما هستيد(وبه دشمن نپيوسته ايد).
٣ـ «لانُقاتِلُكُمْ حَتّى تَبْدَؤُونا»: تا آغاز به جنگ نكرده ايد با شما نبرد نمى كنيم.[١]
روزى ديگر امام (عليه السلام) در مسجد مشغول سخنرانى بود كه يك نفر از خوارج شعار داد وتوجه مردم را به خود جلب كرد.
امام (عليه السلام) فرمود:«اللّهُ اَكْبَرُ، كَلِمَةُ حَقّ يُرادُ بِهَا الْباطِلُ». يعنى سخنى حق است ولى از آن معنى غير حق قصد شده است. سپس افزود:اگر سكوت كنند با آنان همچون ديگران معامله مى كنيم واگر سخن بگويند پاسخ مى گوئيم واگر شورش كنند با ايشان مى جنگيم.
آن گاه يك نفر ديگر از خوارج به نام يزيد بن عاصم محاربى برخاست وپس از حمد وثناى خدا گفت: به خدا پناه مى برم از پذيرش ذلّت در آيين خدا. يك چنين كارى خدعه در امر خدا وذلّتى است كه صاحب آن را به خشم الهى دچار مى سازد. على، ما را به قتل مى ترسانى؟
...امام(عليه السلام) در پاسخ او سكوت كرد ودر انتظار حوادث آينده نشست.[٢]
[١] تاريخ طبرى، ج٤، ص ٥٣.
[٢] تاريخ طبرى، ج٤، ص ٥٣.