فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٧٠٠
٥ـ زعامت وسرپرستى وزمامدارى مردم به عنوان امانت دار الهى (جاثيه:١٦).
اكنون كه دانسته شد حكم براى خود مفاهيم يا، به عبارت صحيحتر، موارد گوناگونى دارد، چگونه مى توان به ظاهرِ يك آيه استناد كرد ومراجعه به حكَمين را در صفّين با آن مخالف دانست؟
نخست بايد ديد كدام حكم فقط از آنِ خداست وسپس عمل امام (عليه السلام) را بررسى كرد وموافقت ومخالفت آن را با قرآن سنجيد واين امرى است كه صبر وحوصله وتدبير وانديشه لازم دارد وهرگز با شعار وجنجال مفهوم نمى گردد.
از قضا امام (عليه السلام) با صبر وحوصله مخصوص خويش، در برخى از احتجاجات خود، آنان را به اهداف آيات آشنا مى ساخت وايشان را از اين جهت خلع سلاح مى كرد، ولى لجاجت وعناد درد بى درمانى است كه تمام پيامبران ومصلحان جهان از مداواى آن عاجز وناتوان بوده اند.
ما،پيش از تحليل مفاد آيات ياد شده، به نقل برخى از برخوردهاى تند وزننده خوارج مى پردازيم تا لجاجت وخودكامگى اين گروه به خوبى روشن گردد.
آزاد منشى وبزرگوارى امام(عليه السلام)
هر صاحب قدرت وسلطه اى بود اين بى ادبان جسور را، كه رئيس كشور را مشرك وكافر مى خواندند، ادب مى كرد، ولى امام (عليه السلام) بر خلاف روش اغلب سلطه گران، با كمال سماحت وسعه صدر، با آنان روبرو مى شد.
روزى امام (عليه السلام) بر كرسى خطابه قرار گرفته بود ومردم را پند مى داد. ناگهان يك نفر از خوارج از گوشه مسجد فرياد زد:«لا حُكْمَ إِلاّ للّهِ».وقتى شعار او تمام شد فرد ديگرى برخاست وهمان شعار را تكرار كرد وبعد گروهى برخاستند وهمان شعار را سردادند.