فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٨٢
در اين موقع ابن عبّاس خود را به ابوموسى رسانيد وبه او هشدار داد وچنين گفت:اگر بر مطلبى اتّفاق نظر پيدا كرده ايد اجازه بده اوّل عمروعاص سخن بگويد وبعد تو اظهار نظر كن. زيرا هيچ بعيد نيست كه وى خلاف آنچه را كه بر آن اتّفاق كرده ايد مطرح سازد. ولى ابوموسى به هشدار ابن عباس توجه نكردوگفت: رها كن، هر دو در مسئله خلافت اتّفاق نظر داريم. سپس برخاست وگفت:
ما وضع امّت را مطالعه كرديم وبراى رفع اختلاف وبازگشت به وحدت بهتر از اين نديديم كه على ومعاويه را از خلافت خلع كنيم وامر خلافت را به شوراى مسلمين واگذار كنيم تا آنان هركسى را كه بخواهند به عنوان خليفه برگزينند. بر اين اساس، من على ومعاويه را از خلافت عزل كردم.
اين جمله را گفت وآن گاه عقب رفت ونشست. سپس عمرو در جايگاه قبلى ابوموسى قرارگرفت وخدا را حمد وثنا گفت وافزود:
مردم، سخنان ابوموسى را شنيديد. او امام خود را عزل كرد ومن نيز در اين مورد با او موافق هستم واو را از خلافت عزل مى كنم ولى، بر خلاف او، معاويه را بر خلافت ابقاء مى نمايم. او ولىّ عثمان وخونخواه اوست وشايسته ترين مردم براى خلافت است.
ابوموسى باعصبانيت خاصّى رو به عمرو كرد وگفت: رستگار نشوى كه حيله ورزيدى وگناه كردى. حالِ تو همچون حال سگ است كه اگر بر او حمله كنند دهانش را باز مى كند وزبان خود را بيرون مى آورد واگر رهايش كنند نيز چنين است.[١]
عمروعاص:وضع تو نيز مانند خر است كه كتابى چند بر او باشد.[٢]
[١] مضمون آيه كريمه است كه افرادى را كه آيات خدا را تكذيب مى كنند به سگ تشبيه مى كند ومى فرمايد:
(فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذينَ كَذَّبُوا بِ آياتِنا). (اعراف:١٧٦)
[٢] اقتباس از آيه قرآن(...كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً) . (جمعه:٥)