فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦٤
مردم به آن هستيم واگر به سنت پيامبر خدا داورى گردد ما به آن اولى مى باشيم.
بارى، سرانجام در چنين روزى نبرد صفين، كه ماهها وقت ارزنده امام (عليه السلام) ويارانش را اشغال كرد، با به جاى گذاشتن بيست تا بيست وپنج هزار شهيد از سپاه عراق وچهل وپنج هزار وبه قولى نود هزار كشته از سپاه شام خاتمه يافت ودو لشكر از هم فاصله گرفتند وراهى سرزمينهاى خود شدند.[١]
آزاد كردن اسرا
چون كار نگارش وامضا وابلاغ صحيفه به پايان رسيد، امير مؤمنان (عليه السلام) كليه اسيران دشمن را به طور يكجانبه آزاد كرد. در حالى كه پيش از آزاد سازى اسيران شامى، عمروعاص اصرار مىورزيد كه معاويه اسيران سپاه امام (عليه السلام) را اعدام كند. وقتى معاويه كار بزرگوارانه امام را ديد سخت به خود لرزيد وبه فرزند عاص گفت: اگر ما اسيران را مى كشتيم در ميان دوست ودشمن رسوا مى شديم.
روش امام (عليه السلام) با اسيران دشمن در هنگام نبرد به صورتى ديگر بود.اگر فردى اسير مى شد او را آزاد مى ساخت مگر اينكه كسى را كشته باشد كه در اين صورت به عنوان قصاص كشته مى شد.واگر اسير آزاد شده اى براى بار دوّم اسير مى گشت بدون چون وچرا اعدام مى شد، چه بازگشت او به سپه دشمن از نيّت پليد او حكايت مى كرد.[٢]
[١] نبرد صفّين كه در هفدهم صفر سال ٣٧ هجرى به پايان رسيد مدّت ١١٠ روز به دراز كشيد ودر اين مدّت نود بار حمله صورت گرفت. مسعودى، التنبيه والاشراف، ص ٢٥٦ طبع قاهره. هم او در مروج الذهب (ج٢، ص ٣٠٥) تعداد كشته شدگان را جمعاً ١١٠ هزار نفر(٢٠ هزار از سپاه امام و٩٠ هزار از سپاه معاويه) وبه قول ديگر ٧٠ هزار نفر (٢٥هزار از سپاه امام و٤٥ هزار از سپاه معاويه) نقل كرده است.
[٢] وقعه صفّين، ص ٥١٨.