فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٦٣
گروه خواهيم گذاشت وياد آور خواهيم شد كه مسئله حكميت، مسئله حاكميت رجال در دين الهى نبود، بلكه مراد حاكميت قرآن وسنّت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)در اختلاف ميان دو گروه بود واين حاكميت در جاى بسيار صحيح واستوار است، هرچند عنوان كردن آن در آن شرايط از طرف عمروعاص باخدعه وحيله همراه بود.
امام (عليه السلام) در اين مورد مى فرمايد:
إِنّا لَمْ نُحَكِّمِ الرِّجالَ وَ إِنَّما حَكَمْنَا القُرانَ وَ هذَا الْقُرانُ إِنَّما هُوَ خَطٌّ مَسْطُورٌ بَيْنَ الدَّفَّتَيْنِ لا يَنْطِقُ بِلِسان وَ لابُدَّ مِنْ تَرجُمان وَإِنَّما يَنْطِقُ عَنْهُ الرِّجالُ. وَ لَمّا دعانَا القَوْمُ إِلى أَنْ نُحَكّمَ بَيْنَنَا الْقُرآنَ لَمْ نَكُنِ الفَريقُ الْمُتَولى عن كِتابِ اللّهِ وَ قَد قالَ سُبْحانَهُ:(فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْء فَرُدُّوهُ إِلَى اللّه والرَّسُولِ) فَرَدُّهُ إِلى اللّهِ أَنْ نَحْكُمَ بِكِتابِهِ وَ رَدُّهُ إلى الرَّسُولِ أَنْ نَأْخُذَ بِسُنَّتِهِ. [١]
مامردم را حاكم در دين خدا قرار ندايم، بلكه قرآن را حاكم قرار داديم.واين قرآن خطّى است كه در ميان دو جلد قرار گرفته است وبا زبان سخن نمى گويدوبيانگرى لازم دارد، وبيانگران از آن سخن مى گويند. وقتى شاميان از ما خواستند كه قرآن را حاكم قرار دهيم ما كسانى نبوديم كه از آن روگردان شويم، چه خدا در قرآن مى فرمايد:«اگر در چيزى نزاع كرديد آن را به خدا وپيامبراو بازگردانيد».رجوع به خدا بازگشت به قرآن ورجوع به پيامبر بازگشت به سنّت اوست.
امام (عليه السلام) در ضمن اين خطبه جمله اى دارد كه شايان توجه است. مى فرمايد:«فَإذا حُكِمَ بِالصِدْقِ فِي كتابِ اللّهِ فَنَحْنُ أَحْسَنُ الناسِ بِهِ وَ إِنْ حُكِمَ بِسُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ فَنَحْنُ أُولاهُمْ بِهِ» يعنى:اگر به راستى به كتاب خدا حكم شود ما سزاوارترين
[١] نهج البلاغه، خطبه ١٢٥.طبرى در تاريخ خود (ج٣، جزء ٦، ص ٣٧) در ذكر حوادث سال ٣٧ هجرى وابن اثير در كامل (ج٣، ص ١٦٦) اين سخن را مختصرتر از آنچه در نهج البلاغه آمده نقل كرده اند. سبط بن جوزى در كتاب تذكره(ص ١٠٠) از هشام كلبى، شيخ مفيد در ارشاد(ص ١٢٩) وطبرسى در احتجاج (ج١، ص ٢٧٥) نيز اين خطبه را نقل كرده اند.