فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٦٩
كند وبر گرده آنان سوار شود وعصاى آنان را بشكند.[١]
معاويه: مهاجران وانصار همگى در مدينه نبودند، بلكه برخى از آنان در شام مى زيستند. چرا با آنان مشورت نشد؟
امام: گزينش امام مربوط به همه مهاجران وانصار متفرّق در اطراف واقطار جهان نيست وگرنه انتخاب صورت نمى پذيرد. بلكه مربوط به بخشى از آنان است، يعنى به كسانى كه در صدر اسلام از خود پايمردى نشان دادند وبه عنوان «بدرى» معروف شده اند، وتمام آنان با من بيعت كردند. آن گاه رو به نمايندگان قرّاء كرد وگفت:معاويه شما را فريب ندهد ومايه تباهى جان ودين شما نشود.
توضيح آنكه: انصار ومهاجران، پس از رحلت پيامبر، بر اثر گسترش قلمرو حكومت اسلامى در ولايات اسلامى متفرّق شدند ودر آن زمان، به سبب نبودن وسائل ارتباط جمعى، مراجعه به آراى همه آنان امكان پذير نبود والتزام به آن نتيجه اى جز از هم گسسته شدن نظام حكومت نداشت. از اين جهت، چاره اى نبود جز اينكه به اكثريت مهاجران وانصار كه ساكنان مدينه را تشكيل مى دادند اكتفا شود. اصولاً جهت نداشت كه تنها رأى مهاجران وانصار نافذ باشد،واگر امكان «همه پرسى» بود آنان با ديگر صحابه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) كه او را ديده وبه او ايمان آورده ولى مهاجرت نكرده بودند تفاوتى نداشتند. به چه علّت بايد گزينش خليفه در اختيار صحابه باشد ومسلمانان ديگر در اين مورد حقّ اظهار نظر نداشته باشند؟
اساساً مسئله امامت، از نظر امام(عليه السلام)، يك مسئله تنصيصى بود، يعنى بايد امام همچون خود پيامبر از جانب خدا تعيين گردد. لذا اگر در اين مورد، امام (عليه السلام) از گزينش مهاجران وانصار يا «بدريون» سخن مى گويد براى اقناع طرف با
[١] تعبير زيباى امام (عليه السلام) در اين مورد چنين است:«إِنَّمَا النّاسُ تَبَعُ الْمُهاجِرينَ وَالأَنْصار وَ هُمْ شُهُودُ الْمُسْلِمينَ في البِلادِ عَلى وِلايَتِهِمْ وَ أَمْرِ دِينهِمْ فَرَضُوا بِي وَ بايَعُونِي وَ لَسْتُ أَسْتَحِلُّ أَنْ أَدْعُ ضَرْبَ مُعاوِيَةَ يَحْكُمُ عَلَى الأُمَّةِ وَ يَرْكَبُهُمْ وَ يَشُقُّ عَصاهُمْ». وقعه صفين، ص ١٨٩; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٤، ص١٦.