فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٥٥٤
پيشدستى تو در جنگ نباشد، مگر اينكه كراراً سخن آنان را بشنوى وحجّت را بر ايشان تمام كنى.سپس دستور داد: زياد را به فرماندهى جناح راست وشريح را به فرماندهى جناح چپ بگمار وخود در قلب سپاه قرار بگير. نه آنچنان نزديك به دشمن باش كه تصوّر كنند كه در صدد بر افروختن آتش نبرد هستى ونه از آنان زياد دور باش كه گمان شود كه از دشمن مى ترسى. وبر اين شيوه در آنجا باش تا من به تو برسم.[١]
آن گاه امام (عليه السلام) در پاسخ نامه دو فرمانده خود چنين نوشت واشتر را چنين توصيف كرد:
«أَمّا بَعْدُ; فَإِنِّي قَدْ أَمَّرْتُ عَلَيْكُما مالِكاً فَاسْمَعا لَهُ وَ أَطِيعا أَمْرَهُ فَإِنَّهُ مِمَّنْ لا يُخافُ رَهْقُهُ وَ لاسِقاطُهُ وَ لا بُطْؤُهُ عَنْ مَا الإِسْراعُ إِلَيْهِ أَحْزَمُ وَ لا اِسْراعُهُ إِلَى ما البُطءُ عَنْهُ أَمْثَلُ وَ قَدْ أَمَرْتُهُ بِمِثْلِ الّذِي أَمَرْتُكُما أَلاّ يَبْدَأَ الْقَوْمَ بِقِتال حَتّى يَلْقاهُمْ فَيَدْعُوهُمْ وَ يُعَذِّرُ إِلَيْهِمْ إِن شاءَ اللّهُ».[٢]
هر دو فرمانده بدانند كه من فرماندهى كل را به مالك دادم . سخن او را گوش كنيد وفرمان او را اطاعت نماييد، زيرا اوكسى نيست كه از سبك عقلى ولغزش او بترسيم وكسى نيست كه در مورد شتاب، كندى نشان دهد يا در مورد بردبارى، شتابزده شود. او را به آنچه كه شما را به آن فرمان داده بودم فرمان دادم، كه هرگز با دشمن به نبرد برنخيزد مگر اينكه آنان را به حق دعوت كند وحجّت را بر آنان تمام نمايد.
مالك به سرعت خود را به نقطه اى كه در آنجا طلايع هر دو سپاه با هم رو به رو شده بودند رساندووضع سپاه را منظم كرد.واز آن پس، جز دفاع از سپاه، كارى صورت نمى داد وهر وقت از ناحيه ابو الأعور، فرمانده شامى، حمله اى رخ مى داد به دفع آن مى پرداخت. شگفت آنكه مالك حتى به وسيله فرمانده سپاه دشمن به
[١] وقعه صفّين، صص ١٥٤ـ١٥١; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، صص ٢١٣ـ ٢١١; تاريخ طبرى، ج٣، جزء ٥، صص ٢٣٨; كامل ابن اثير، ج٣، ص ١٤٤.
[٢] وقعه صفّين، صص ١٥٤ـ١٥١; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، صص ٢١٣ـ ٢١١; تاريخ طبرى، ج٣، جزء ٥، صص ٢٣٨; كامل ابن اثير، ج٣، ص ١٤٤.