فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٨٧
امير مؤمنان (عليه السلام) در نامه اى به معاويه مى نويسد:
«إِنَّما أَنْتَ رَجُلٌ مِنْ بَنِي أُمَيَّةَ وَ بَنُو عُثْمانَ أَولى بِذلِكَ مِنْكَ» [١].يعنى: تو مردى از اولاد اميّه هستى واولاد عثمان برگرفتنِ انتقام خون پدر خود شايسته تر از تو هستند.
اينها پرسشهايى است كه پاسخ به آنها پرده از ضمير فرزند ابو سفيان برمى دارد وروشن مى سازد كه مسئله خون عثمان مطرح نبوده است، بلكه قبضه كردن حكومت وكنار زدن امامى منظور بوده كه مهاجرين وانصار به اتّفاق با او بيعت كرده بودند.شگفت تر از همه نظرخواهى اوست.وى در حالى كه از مردم نظرخواهى مى كرد رأى قاطع خود را داير بر اخذ انتقام خون خليفه نيز ابراز داشت وبر آن پافشارى نمود. اين نوع صحنه سازيها، از قديم الأيّام رواج داشته وتحميل عقيده نام« نظرخواهى» برخود مى گرفته است.
تاريخ مى نويسد: با اينكه معاويه پاسخ مثبت حضّار را شنيد ولى هاله اى از اندوه قلب او را فرا گرفته بود وزير لب اشعارى را زمزمه مى كرد كه آخرين بيت آن چنين است:
وَإِنِّي لأَرْجُو خَيْرَ ما نالَ نائِلٌ *** وَ ما أَنَا مِنْ مُلْكِ الْعِراقِ ب آيِس[٢]
من به بهترين چيزى اميدوارم كه اميدمندى به آن اميدوار است، واز ملك عراق مأيوس نيستم.
او براى رسيدن به اين مقصودا ز هواداران خود دعوت كرد ودر آن ميان عتبة بن ابى سفيان به او گفت:مسئله جنگ با على را بايد با عمرو عاص در ميان بگذارى ودين او را بخرى، چه او كسى است كه در حكومت عثمان از او كناره گرفت وطبعاً در حكومت تو بيشتر دورى خواهد جست، مگر او را از طريق درهم ودينار راضى كنى.[٣]
[١] وقعه صفّين، ص ٥٨; الامامة والسياسة، ج١، صص ٩٢ـ ٩١.
[٢] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، ص ٧٨.
[٣] وقعه صفّين، ص ٣٣; شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج٣، ص ٧٩.