فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٦
چون جسد طلحه را ديد، فرمود: براى تو سابقه اى در اسلام بود كه مى توانست تو را سود بخشد، ولى شيطان تو را گمراه كرد ولغزانيد وبه سوى آتش شتافتى.[١]
در اين بخش از تاريخ جز اينكه امام (عليه السلام) شورشيان را محكوم كرد وهمه اهل آتش را معرّفى نمود، از چيز ديگرى سخن به ميان نيامده است، ولى فرقه معتزله مدّعى است كه برخى از اين افراد پيش از مرگ از كرده خود پشيمان شدند وراه توبه در پيش گرفتند.ابن ابى الحديد، كه از سخت ترين مدافعان مكتب اعتزال است، مى نويسد:مشايخ روايت مى كنند كه على فرمود طلحه را بنشانند وآن گاه به او گفت:
«يَعُزُّ عَلَيَّ يا أَبا مُحَمَّد أَنْ أَراكَ مُعَفِّراً تَحْتَ نُجُومِ السَّماءِ وَفِي بَطْنِ هذَا الْوادِي. أَبعْدَ جِهادِكَ فِي اللّهِ وَ ذَبِّكَ عَنْ رَسُولِ اللّهِ؟».
براى من ناگوار است كه تو را در زير آسمان ودر دل اين بيابان خاك آلوده ببينم. آيا سزاوار بود كه پس از جهاد در راه خدا ودفاع از پيامبر خدا دست به چنين كار بزنى؟
در اين هنگام شخصى به حضور امام رسيد وگفت:من در كنار طلحه بودم. وقتى وى با تير ناشناسى از پاى در آمد از من استمداد جست وپرسيد: تو كيستى؟ گفتم: از ياران امير مؤمنان. گفت: دستت را بده تا من به وسيله تو با امير مؤمنان بيعت كنم. سپس با من دست داد وبيعت كرد. امام در اين موقع فرمود: خدا خواست كه طلحه را در حالى كه با من بيعت كرده است، به بهشت ببرد.[٢]
اين بخش از تاريخ جز افسانه چيز ديگرى نيست. مگر طلحه عارف به مقام امام (عليه السلام) وشخصيت وحقانيت او نبود؟ اين نوع توبه از آنِ كسى است كه مدّتى در جهالت بسر برد وسپس پرده جهالت را بدرد وسيماى حقيقت را مشاهده كند، در حالى كه طلحه از روز نخست حق وباطل را از هم باز مى شناخت. به علاوه، بر
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١، ص ٣٤٨.
[٢] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١، ص ٣٤٨.