فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٨٦
اينك برخى از دلايل تاريخى اين موضوع را نقل مى كنيم كه گواهى مى دهند كه معاويه هدفى جز تشكيل يك امپراتورى به ظاهر اسلامى نداشت واگر هم امام (عليه السلام) فرماندارى شام را به وى تفويض مى كرد هرگز نه تنها به آن قانع نمى شد بلكه از آن سوء استفاده هم مى كرد.
١ـ پس از قتل خليفه، نعمان بن بشير با نامه همسر عثمان وپيراهن خونين وى رهسپار شام شد واوضاع مدينه را گزارش كرد.معاويه بر بالاى منبر رفت وپيراهن عثمان رابه دست گرفت وبه مردم نشان داد وآنان را به گرفتن انتقام خون خليفه دعوت كرد.مردم با ديدن پيراهن خونين خليفه سخت گريستند! وگفتند:تو پسر عموى خليفه وولىّ شرعى او هستى. ما نيز مانند تو خواهان انتقام خون او هستيم. سپس با او به عنوان امير منطقه شام بيعت كردند.
معاويه افرادى را براى آگاه ساختن شخصيتهاى برجسته اى كه در استان شام مى زيستند اعزام كرد ونامه اى نيز به شرحبيل كندى، شخصيت متنفّذ شهر حمص، نوشت واز او درخواست كرد كه با او به عنوان امير منطقه شام بيعت كند. وى در پاسخ او نوشت:تو خطاى بزرگى مرتكب شده اى واز من درخواست مى كنى كه با تو به عنوان امير بيعت كنم.خون خليفه پيشين را آن كس مى تواند باز ستاند كه خليفه مسلمين باشد نه امير منطقه. از اين جهت، من با تو به عنوان خليفه مسلمين بيعت مى كنم.
وقتى نامه شرحبيل به معاويه رسيد سخت خوشحال شد ونامه را براى مردم شام خواندو از آنان به عنوان خليفه مسلمين بيعت گرفت.سپس باب مكاتبه را با على (عليه السلام) گشود.[١]
اين بخش از تاريخ حاكى است كه مزاج معاويه آنچنان آماده پذيرش خلافت بود كه با بيعت شخص متنفذ شهر حمص خود را فوراً كانديداى خلافت كرد
[١] الامامة والسياسة، ج١، صص ٧٠ـ ٦٩.