فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٤
در بخشنامه ديگرى گام فراتر نهاد وبه طور مؤكّد دستور داد كه گوش وبينى افرادى را كه به دوستىِ خاندان على تظاهر مى كنند ببُرند وخانه هاى آنان را ويران كنند.[١]
در نتيجه اين فرمان، بر ملت عراق وبه ويژه كوفيان آنچنان فشارى آمد كه احدى از شيعيان از ترس مأموران مخفى معاويه نمى توانست راز خود را، حتى به دوستانش، ابراز كند مگر اينكه قبلاً سوگندش مى داد كه راز او را فاش نسازد.[٢]
اسكافى در كتاب «نقض عثمانيه» مى نويسد:
دولتهاى اموى وعباسى نسبت به فضايل على حساسيت خاصى داشتند وبراى جلوگيرى از انتشار مناقب وى فقيهان ومحدّثان وقضات را احضار مى كردند وفرمان مى دادند كه هرگز نبايد در باره مناقب على سخنى نقل كنند. از اين جهت، گروهى از محدّثان ناچار بودند كه مناقب امام را به كنايه نقل كنند وبگويند:مردى از قريش چنين كرد![٣]
معاويه براى سوّمين بار به نمايندگان سياسى خود در استانهاى سرزمين اسلامى نوشت كه شهادت شيعيان على را در هيچ مورد نپذيرند!
امّا اين سختگيريهاى بيش از حد نتوانست جلو انتشار فضايل خاندان على را بگيرد. از اين جهت، معاويه براى بار چهارم به استانداران وقت نوشت:
به كسانى كه مناقب وفضايل عثمان را نقل مى كنند احترام كنيد ونام ونشان آنان را براى من بنويسيد تا خدمات آنان را با پاداشهاى كلان جبران كنم.
يك چنين نويدى سبب شد كه در تمام شهرها بازار جعل اكاذيب، به صورت نقل فضايل عثمان، داغ وپررونق شود وراويان فضايل از طريق جعل حديث در باره خليفه سوّم ثروت كلانى به چنك آرند. كار به جايى رسيد كه معاويه، خود نيز از انتشار فضايل بى اساس ورسوا ناراحت شد واين بار دستور داد كه از نقل فضايل
[١] مَنِ اتَّهَمْتُمُوهُ بِمُوالاةِ هؤلاءِ فَنَكِّلُوا بِهِ وَاهْدِمُوا دارَهُ.
[٢] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١١، ص ٤٤ـ ٤٥.
[٣] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١١، ص ٤٤ـ ٤٥.