فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٧
جريان آگاه ساختند. عايشه كه دل پُر خونى از عثمان داشت، گفت:عثمان احكام الهى را تعطيل وگواهان را تهديد كرده است.
اميرمؤمنان (عليه السلام) با عثمان ملاقات كرد وگفته خليفه دوّم را در روز شورا در باره وى ياد آور شد وگفت: فرزندان اميّه را بر مردم مسلّط مكن. بايد وليد را از مقام استاندارى عزل كنى وحدّ الهى را در حقّ او جارى سازى.
طلحه وزبير نيز از انتصاب وليد انتقاد كردند واز خليفه خواستند كه او را تازيانه بزند.
خليفه در زير فشار افكار عمومى، سعيد بن العاص را كه او نيز شاخه اى از شجره خبيثه بنى اميّه بود، به استاندارى كوفه نصب كرد. وقتى وى وارد كوفه شد محراب ومنبر ودار الامامه را شستو داد ووليد را روانه مدينه ساخت.
عزل وليد در آرام ساختن افكار عمومى كافى نبود.خليفه بايد حدّ الهى را كه در باره شرابخوار تعيين شده است در حقّ برادر خود اجرا مى كرد. عثمان، به جهت علاقه اى كه به برادر خويش داشت، لباس فاخرى بر تن او پوشانيد واو را در اطاقى نشاند تا فردى از مسلمانان حدّ خدا را در باره او اجرا كند.افرادى كه مايل بودند او را با اجراى حدّ ادب كنند، از طريق وليد تهديد مى شدند.سرانجام امام على (عليه السلام)تازيانه را به دست گرفت وبى مهابا بر او حد زد وبه تهديد وناروا گويى او اعتنا نكرد.[١]
٢ـ يكى از اركان حيات اجتماعى انسان حاكميت قانونى عادلانه است كه جان ومال افراد جامعه را از تجاوز متجاوزان صيانت كند.ومهمتر از آن، اجراى قانون است، تا آنجا كه مجرى قانون در اجراى آن دوست ودشمن ودور ونزديك نشناسد ودر نتيجه قانون از صورت كاغذ ومركّب بيرون آيد وعدالت اجتماعى تحقّق
[١] مسند احمد، ج١، ص ١٤٢; سنن بيهقى، ج٨، ص ٣١٨; اسد الغابه، ج٥، ص ٩١; كامل ابن اثير، ج٣، ص ٤٢; الغدير، ج٨، ص ١٧٢(به نقل از الانساب بلاذرى، ج٥، ص ٣٣).