فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣١١
غير محرم شكار كرده است استفاده كند. اتّفاقاً خود او نيز محرم بود ومى خواست دعوت گروهى را كه براى او چنين غذايى ترتيب داده بودند بپذيرد، امّا وقتى با مخالفت امام روبرو شد از نظر خود برگشت. على (عليه السلام) ماجرايى از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) را نقل كرد كه او را قانع ساخت. ماجرا بدين قرار بود كه براى پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم)، در حالى كه محرم بود، مشابه چنان غذايى آوردند. آن حضرت فرمود:ما محرم هستيم. اين غذا را به افرادى بدهيد كه در حال احرام نيستند.
وقتى امام (عليه السلام) اين جريان را نقل كرد دوازده نفر نيز در تأييد آن حضرت شهادت دادند. سپس على (عليه السلام) افزود: رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) نه تنها از خوردن چنين گوشتى ما را بازداشت،بلكه از خوردن تخم پرندگان يا مرغان شكار شده نيز نهى كرد.[١]
٣ـ از عقايد مسلّم اسلامى معذَّب بودن كافر پس از مرگ است. در زمان خلافت عثمان، مردى به عنوان اعتراض به اين اصل عقيدتى جمجمه كافرى را از قبر بيرون آورد وآن را نزد خليفه برد وگفت: اگر كافر پس از مرگ در آتش مى سوزد، بايد اين جمجمه داغ باشد، در حالى كه من به آن دست مى زنم واحساس حرارت نمى كنم!
خليفه در پاسخ عاجز ماند ودر پى على (عليه السلام) فرستاد. امام (عليه السلام)، باايجاد صحنه اى، پاسخى در خور به معترض داد. فرمود كه آهن (آتش زنه) وسنگ آتش زايى بياورند وسپس آن دو را بر هم زد تا جرقه اى از آن جستن كرد. آن گاه فرمود: به آهن وسنگ دست مى زنيم واحساس حرارت نمى كنيم، درحالى كه هر دو داراى حرارتى هستند كه در شرايط خاصى بر ما ملموس مى شود. چه مانعى دارد كه عذاب كافر در قبر نيز چنين باشد؟
خليفه از پاسخ امام خوشحال شد وگفت:«لَوْلا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُثْمانُ».[٢]
[١] كنزالعمّال، ج٣، ص ٥٣; مستدرك الوسائل، ج٢، ص ١١٩.
[٢] الغدير ٨/٢١٤ به نقل از كتاب عاصمى به نام « زين الفتى في شرح سورة هل أتى».