فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٩٣
مشورت كرد وهر كدام نظرى دادند كه او را قانع نساخت. سرانجام با على (عليه السلام) به مشورت پرداخت وآن حضرت او را بر اجراى دستور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) تشويق كرد وافزود كه اگر با روميان نبرد كند پيروز خواهد شد. خليفه از تشويق امام (عليه السلام) خوشحال شد وگفت:«فال نيكى زدى وبه خير بشارت دادى».[١]
مناظره با دانشمندان بزرگ يهود
پس از درگذشت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) گروههايى از دانشمندان يهود ونصارا براى تضعيف روحيه مسلمانان به مركز اسلام روى مى آوردند وسؤالاتى رامطرح مى كردند. از جمله، گروهى از احبار يهود وارد مدينه شدند وبه خليفه اوّل گفتند:در تورات چنين مى خوانيم كه جانشينان پيامبران، دانشمندترينِ امّت آنها هستند. اكنون كه شما خليفه پيامبر خود هستيد پاسخ دهيد كه خدا در كجاست.آيا در آسمانهاست يا در زمين؟
ابوبكر پاسخى گفت كه آن گروه را قانع نساخت; او براى خدا مكانى در عرش قائل شد كه با انتقاد دانشمند يهودى روبرو گرديد وگفت:در اين صورت بايد زمين خالى از خدا باشد!
در اين لحظه حسّاس بود كه على (عليه السلام) به داد اسلام رسيد وآبروى جامعه اسلامى را صيانت كرد. امام با منطق استوار خود چنين پاسخ گفت:
«إِنَّ اللّهَ أَيَّنَ الأَيْنَ فَلا أَيْنَ لَهُ ; جَلَّ أَنْ يَحْويهُ مَكانٌ فَهُوَ فِي كُلِّ مَكان بِغَيْرِ مُماسَّة وَ لامُجاوَرَة.يُحيطُ عِلْماً بِما فِيها وَ لا يَخْلُو شَيْءٌ مِنْ تَدْبِيرهِ ِ»[٢]
مكانها را خداوند آفريد واو بالاتر از آن است كه مكانها بتوانند اورا فرا گيرند. او در همه جا هست، ولى هرگز با موجودى تماس ومجاورتى ندارد. او بر همه چيز احاطه علمى دارد وچيزى از قلمرو تدبير او بيرون نيست.
[١] تاريخ يعقوبى، ج٢، ص ١٢٣، ط نجف.
[٢] ارشاد مفيد، چاپ سنگى، ص ١٠٧.