فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨٨
صورت بالا نقل كرده اند،ولى محدّثان شيعه آن را به گونه اى ديگر نيز آورده اند.طبق اين نقل، امام (عليه السلام) فرمود:فرد اوّل طعمه شير است وديه او بر كسى نيست، ولى بايد بستگان اوّلى به اولياى دوّمى يك سوّم ديه را بپردازند وبستگان دوّمى به بستگان سوّمى نصف ديه بدهند وبستگان سوّمى به اولياى چهارمى ديه كامل بپردازند. دانشمندان شيعه حديث نخست را صحيح نمى دانند زيرا در سند آن افراد غير موثق وجود دارند، ولى به نقل دوّم اعتماد كامل دارند.نكته مهم در اين داورى اين است كه امام (عليه السلام) خونبهاى فرد چهارم را ميان اولياى سه نفر قبل به طور مساوى تقسيم كرد. بدين ترتيب كه بايد يك سوم خونبها را اولياى اوّلى به بستگان دوّمى بپردازند وبستگان دوّمى دو سوّم آن را (يك سوّم از حقّ خود را روى آنچه كه از اوّلى گرفته اند بگذارند و)به بستگان سوّمى پرداخت كنند وبستگان سوّمى ديه كامل بدهند، يعنى روى دو سوّم ديه كه از پيش گرفته بودند يك سوّم بگذارند وبه صورت يك ديه كامل به اولياى چهارمى بپردازند ودر اين صورت ديه فرد چهارم به طور مساوى بر سه نفر پيشين تقسيم شد.(به كتاب جواهر الكلام، ج٦، كتاب ديات، بحث «تزاحم موجبات» مراجعه شود).
٢ـ پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) وگروهى از مسلمانان در مسجد نشسته بودند كه دو نفر وارد مسجد شدند وخصومتى را مطرح كردند كه خلاصه آن اين بود كه گاوى با شاخ خود حيوان كسى را كشته است; آيا صاحب گاو ضامن قيمت حيوان مقتول هست يا نه؟ يكى از مسلمانان در اظهار نظر سبقت گرفت وگفت:«لاضِمانَ عَلَى الْبَهائِم».يعنى: حيوان غير مكلّف ضامن مال كسى نيست.
به نقل كلينى در كافى، پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) از ابوبكر وعمر خواست كه در اين قضيه فصل خصومت كنند. آن دو نفر گفتند:«بَهِيمَةٌ قَتَلَتْ بَهِيمَةً ما عَلَيْها مِنْ شَيْء»[١] يعنى: حيوانى حيوان ديگرى را كشته است وبراى حيوان ضمانتى نيست. در اين موقع پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از على (عليه السلام) خواستند كه او داورى كند. امام (عليه السلام)
[١] كافى، ج٧، ص ٣٥٢، حديث ٦و٧.