فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٦٢
سپاهيان وكارمندان دولت اسلامى را ذكر كرده اند.[١] اختلاف ارقام حقوق بُهت آور است.حقوق عباس بن عبد المطلب، سرمايه دار معروف، در سال ١٢٠٠٠ درهم بود، در حالى كه حقوق يك سپاهى مصرى در سال از ٣٠٠ درهم تجاوز نمى كرد. حقوق سالانه هر يك از زنان رسول خدا ٦٠٠٠ درهم بود، در حالى كه حقوق يك سپاهى يمنى در سال به ٤٠٠ درهم نمى رسيد. حقوق سالانه معاويه وپدر او ابوسفيان در سال ٥٠٠٠ درهم بود، در حالى كه حقوق يك فرد عادى مكّى كه مهاجرت نكرده بود ٦٠٠ درهم بود.
خليفه، با اين عمل، تبعيض نژادى را كه از جانب قرآن وپيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) محكوم شده بود، بار ديگر احيا نمود وجامعه اسلامى را دچار اختلاف طبقاتى ناصحيح كرد.
چيزى نگذشت كه در جامعه اسلامى شكاف هولناكى بروز كرد وزر اندوزان ودنيا پرستان، در تحت حمايت خليفه، به گِرد آورى سيم وزر پرداختند واستثمار كارگران وزحمتكشان آغاز شد.
با اينكه خليفه وقت اموال گروهى از فرمانداران ودنيا پرستان، مانند سعد وقّاص، عمرو عاص، ابو هريره و... را مصادره كرد وپيوسته مى كوشيد كه فاصله طبقاتى بيش از حد گسترش پيدا نكند، ولى متأسفانه چون از نخست نظرات واقدامات اقتصادى او غلط وبر اساس برتريهاى بى وجه استوار بود، مصادره اموال سودى نبخشيد وكارى از پيش نبرد وكار را براى زمامدار آينده، كه روحاً نژادپرست بود، سهلتر كرد ودست او را در تبعيض بيشتر باز گذاشت.
زراندوزان جامعه آن روز، بر اثر بالا رفتن قدرت خريد، بردگان را مى خريدند، وآنان را به كار وا مى داشتند ومجبور مى كردند كه هم زندگى خود را اداره كنند وهم روزانه يا ماهانه مبلغى به اربابان خود بپردازند.وبيچاره برده، از بام تا
[١] تاريخ يعقوبى، ج٢، ص ١٠٦; كامل ابن اثير، ج٢، ص ١٦٨; تاريخ جرجى زيدان، ترجمه جواهر الكلام، ج١، ص ١٥٩ به بعد.