فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٤
گرفت آن را از فرزندان فاطمه (عليها السلام) باز گرفت وتا مدّتى در خاندان بنى مروان دست به دست مى گشت، تا اينكه خلافت آنان منقرض شد.
در دوران خلافت بنى عباس فدك از نوسان خاصى برخوردار بود. ابو العباس سفّاح آن را به عبد اللّه بن حسن بن على (عليه السلام)بازگردانيد.ابو جعفر منصور آن را بازگرفت. مهدى عباسى آن را به اولاد فاطمه (عليها السلام) باز گردانيد.موسى بن مهدى وبرادر او آن را پس گرفتند.تا اينكه خلافت به مأمون رسيدو او فدك را بازگردانيد. وقتى متوكل خليفه شد آن را از مالك واقعى بازگرفت.[١]
اگر حديث محروميت فرزندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از تركه او حديث مسلّمى بود، فدك هرگز چنين سرنوشت تأسف آورى نداشت.
٤ـ پيامبر گرامى (صلى الله عليه وآله وسلم) غير از فدك تركه ديگرى هم داشت،ولى فشار خليفه اوّل در مجموع تركه پيامبر بر فدك بود. از جمله اموال باقى مانده از رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) خانه هاى زنان او بود كه به همان حال در دست آنان باقى ماند وخليفه متعرض حال آنان نشدوهرگز به سراغ آنان نفرستاد كه وضع خانه ها را روشن كنند تا معلوم شود كه آيا آنها ملك خود پيامبر بوده است يا اينكه آن حضرت در حال حيات خود آنها را به همسران خود بخشيده بوده است.
ابوبكر، نه تنها اين تحقيقات را انجام نداد، بلكه براى دفن جنازه خود در جوار مرقد مطهّر پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) از دختر خود عايشه اجازه گرفت، زيرا دختر خود را وارث پيامبر مى دانست!
ونه تنها خانه هاى زنان پيامبر را مصادره نكرد، بلكه انگشتر وعمامه وشمشير ومَركب ولباسهاى رسول خدا (صلى الله عليه وآله وسلم)را، كه در دست على (عليه السلام)بود، از او باز نگرفت وسخنى از آنها به ميان نياورد.
ابن ابى الحديد در برابر اين تبعيض آنچنان مبهوت مى شود كه مى خواهد
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج١٦، صص ٢١٧ـ ٢١٦.