فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٥٠
از درگذشت او، به حكم اينكه پيامبران چيزى به ارث نمى گذارند، بايد فوراً تركه او را از وارثان او گرفت وصدقه داد.
به عبارت روشنتر، هدف حديث اين است كه امّت پيامبران يا وارثان آنان نبايد انتظار داشته باشند كه آنان پس از خود مال وثروتى به ارث بگذارند، زيرا آنان براى اين كار نيامده اند; بلكه برانگيخته شده اند كه دين وشريعت وعلم وحكمت در ميان مردم اشاعه دهند واينها را از خود به يادگار بگذارند. از طريق دانشمندان شيعه حديثى به اين مضمون از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است واين گواه بر آن است كه مقصود پيامبر همين بوده است. امام صادق مى فرمايد:
«إِنَّ العُلَماءَ وَرَثَةُ الأَنْبِياء وَ ذلِكَ إِنَّ الأَنْبِياءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِرهَماً ولا دِيناراً وَ إِنَّما وَرَّثُوا أَحادِيثَ مِنْ أَحادِيثهِمْ».[١]
دانشمندان وارثان پيامبران هستند، زيرا پيامبران درهم ودينارى به ارث نگذاشته اند بلكه (براى مردم) احاديثى را از احاديث خود به يادگار نهاده اند.
هدف اين حديث ومشابه آن اين است كه شأن پيامبران مال اندوزى وارث گذارى نيست، بلكه شايسته حال آنان اين است كه براى امّت خود علم و ايمان باقى بگذارند. لذا اين تعبير گواه آن نيست كه اگر پيامبرى چيزى از خود به ارث گذاشت بايد آن را از دست وارث او گرفت.
از اين بيان روشن مى شود كه مقصود از حديث دوّم وسوّم نيز همين است; هرچند به صورت كوتاه ومجمل نقل شده اند. در حقيقت، آنچه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده يك حديث بيش نبوده است كه در موقع نقل تصرّفى در آن انجام گرفته، به صورت كوتاه نقل شده است.
تا اينجا سه حديث نخست را به طور صحيح تفسير كرده، اختلاف آنها را با قرآن مجيد، كه حاكى از وراثت فرزندان پيامبران از آنان است، برطرف
[١] مقدمه معالم، ص ١، به نقل از كلينى (ره).