فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣١
داشت. گروهى بر آن بخل ورزيدند وگروهى[خود امام وخاندانش] از آن چشم پوشيدند.چه نيكو حَكَم وداورى است خداوند.[١]
اكنون جاى يك سؤال باقى است وآن اينكه:چنانچه دخت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) متصرِف ومنكِر مالكيتِ غير خود بود، تنها وظيفه او در برابر مدعى، قَسمِ رسوا كننده بود. پس چرا هنگامى كه خليفه از او شاهد خواست، آن حضرت افرادى را به عنوان شاهد همراه خود به محكمه برد؟
پاسخ اين سؤال از گفتارى كه از اميرمؤمنان نقل كرديم روشن مى شود. زيرا دخت گرامى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، بر اثر فشار دستگاه خلافت حاضر به اقامه شهود شد; حال آنكه خاندان رسالت از نخستين لحظه تصرف، خود را بى نياز از اقامه شهود مى دانستند.
واگر فرض شود كه دخت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) پيش از مطالبه شهود از جانب خليفه به گِرد آورى شاهد پرداخته است از آن جهت بوده است كه فدك، سرزمينى كوچك يا شهركى نزديك مدينه نبود كه مسلمانان از مالك ووكيل او به خوبى آگاه باشند، بلكه در فاصله ١٤٠ كيلومترى مدينه قرار داشت.بنابراين، هيچ بعيد نيست كه دخت گرامى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) اطمينان داشته است كه خليفه براى اثبات مالكيت وتصرّف او گواه خواهد خواست;لذا به گرد آورى گواه پرداخته، آنان را به محكمه آورده بوده است.
٤ـ شكى نيست كه دخت گرامى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، به حكم آيه تطهير[٢]، از هرگناه وپليدى مصون است ودختر او عايشه نزول آيه تطهير را در باره خاندان رسالت نقل كرده است وكتابهاى دانشمندان اهل تسنّن نزول آيه را در حقّ فاطمه وهمسر او وفرزندانش (عليهم السلام) تصديق مى كنند.
احمد بن حنبل در مسند خود نقل مى كند:
[١] نهج البلاغه عبده، نامه ٤٠.
[٢] سوره احزاب، آيه ٣٣:(إِنَّما يُرِيدُ اللّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً).