فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢١
امير مؤمنان پيش از بعثت پيامبر اسلام نور رسالت وصداى فرشته وحى را مى شنيد.
در لحظه بزرگ وشگفت تلقّىِ وحى پيامبر به حضرت على فرمود:
اگر من خاتم پيامبران نبودم پس از من تو شايستگىِ مقام نبوت را داشتى، ولى تو وصىّ ووارث من هستى، تو سرور اوصيا وپيشواى متقيانى.[١]
امير مؤمنان در باره شنيدن صداهاى غيبى در دوران كودكى چنين مى فرمايد:هنگام نزول وحى بر پيامبر صداى ناله اى به گوش من رسيد; به رسول خدا عرض كردم اين ناله چيست؟ فرمود: اين ناله شيطان است وعلّت ناله اش اين است كه پس از بعثت من از اينكه در روى زمين مورد پرستش واقع شود نوميد شد. سپس پيامبر رو به حضرت على كرد وگفت:
«إِنَّكَ تَسْمَعُ ما أَسْمَعُ وَ تَرى ما أَرى، إِلاّ أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِىّ وَ لكِنَّكَ لَوَزيرٌ».[٢]
تو آنچه را كه من مى شنوم ومى بينم مى شنوى ومى بينى، جز اينكه تو پيامبر نيستى بلكه وزير وياور من هستى.
***
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١٣، ص٣١٠.
[٢] نهج البلاغه، خطبه قاصعه.