فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٧
مسأله نص را ناديده گرفته است. از جمله، مى فرمايد:
پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) قبض روح شد، در حالى كه سر او بر سينه من بود. من او را غسل دادم، در حالى كه فرشتگان مرا يارى مى كردند.اطراف خانه به ناله در آمد.فرشتگان دسته دسته فرود مى آمدند ونماز مى گزاردند وبالا مى رفتند ومن صداهاى آنها را مى شنيدم.پس چه كسى از من در حال حيات ومرگ پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) به جانشينى او شايسته تر است؟[١]
در خطبه شقشقيه، كه از خطبه هاى معروف امام (عليه السلام) است، حضرت لياقت وشايستگى خويش را به رخ مردم كشيده، مى گويد:
«أَما وَ اللّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا ابْنُ أَبِي قُحافَةَ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْها مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحى يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لا يَرْقَى إِلَيَّ الطَّيْرُ...».[٢]
به خدا سوگند، فرزند ابى قحافه خلافت را به سان پيراهن برتن خود پوشيد، در حالى كه مى دانست كه آسياى خلافت بر محور وجود من مى گردد. از كوهسار وجود من سيل علوم سرازير مى شود وانديشه هيچ كس بر قلّه انديشه من نمى رسد.
در برخى از موارد نيزبر قرابت وخويشاوندى تكيه مى كند ومى گويد:«وَنَحْنُ الأَعْلَونَ نَسَباً وَالأَشَدُّونَ بِرَسُولِ اللّهِ نَوْطاً».[٣] يعنى نسب ما بالاتر است وبا رسول خدا پيوند نزديكتر داريم.
البته تكيه امام (عليه السلام) بر پيوند خود با پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) براى مقابله با منطق اهل سقيفه است كه علت برگزيدگى خود را خويشاوندى با پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) اعلام مى كردند. ازاين جهت، وقتى امام (عليه السلام) از منطق آنان آگاه شد در انتقاد از منطق آنان فرمود:«اِحْتَجُّوا بِالشَّجَرَةِ وَ أَضاعُوا الثَّمَرَةَ».[٤]
***
[١] نهج البلاغه عبده، خطبه ١٩٢.
[٢] همان، خطبه ٣.
[٣] همان، خطبه١٥٧.
[٤] همان، خطبه ٦٤.