فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٠
جنگ ميان مهاجرين وانصار، به صورت ايراد خطابه وشعر، تا مدّتى ادامه داشت. متن سخنان واشعار طرفين را ابن ابى الحديد در شرح خود آورده است.[١]
با در نظر گرفتن اين اوضاع روشن مى شود كه چرا امام (عليه السلام) سكوت را بر قيام مسلحانه ترجيح داد وچگونه با حزم وتدبير، كشتى طوفان زده اسلام را به ساحل نجات رهبرى كرد. واگر علاقه به اتحاد مسلمانان نداشت وعواقب وخيم اختلاف و دودستگى را پيش بينى نمى كرد، هرگز اجازه نمى داد مقام رهبرى از آنِ ديگران باشد.
در همان روزهاى سقيفه، يك نفر از بستگان حضرت على (عليه السلام) اشعارى در مدح او سرود كه ترجمه آنها چنين است:
من هرگز فكر نمى كردم كه رهبرى امّت را از خاندان هاشم واز امام ابوالحسن سلب كنند.
آيا حضرت على نخستين كسى نيست كه بر قبله شما نماز گزارد؟ آيا داناترينِ شما به قرآن وسنّت پيامبر او نيست؟
آيا وى نزديكترين فرد به پيامبر نبود؟ آيا او كسى نيست كه جبرئيل او را در تجهيز پيامبر يارى كرد؟[٢]
هنگامى كه امام (عليه السلام) از اشعار او آگاه شد قاصدى فرستاد كه او را از خواندن اشعار خويش باز دارد وفرمود:
«سَلامَةُ الدِّينِ أَحَبُّ إِلَيْنا مِنْ غَيْرِهِ».
سلامت اسلام از گزند اختلاف، براى ما از هر چيز خوشتر است.
در جنگ صفّين مردى از قبيله بنى اسد از امام (عليه السلام) سؤال كرد:چگونه قريش شما را از مقام خلافت كنار زدند؟حضرت على (عليه السلام) از سؤال بى موقع او
[١] ر.ك.شرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد،ج٦، ص٤٥ـ ٢٣.
[٢] همان، ج٦، ص ٢١.