فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٨
ابن ابى الحديد، كه هم به حضرت على (عليه السلام) مهر مىورزد وهم نسبت به خلفا تعصب دارد، در باره كينه هاى ريشه دار گروهى از صحابه نسبت به امير المؤمنين (عليه السلام) چنين مى نويسد:
تجربه ثابت كرده است كه مرور زمان سبب فراموشى كينه ها وخاموشى آتش حسد وسردى دلهاى پركينه مى شود.گذشت زمان سبب مى شود كه نسلى بميرد ونسل ديگر جانشين آن گردد ودر نتيجه كينه هاى ديرينه به صورت كمرنگ از نسل قبل به نسل بعد منتقل شود. روزى كه حضرت على بر مسند خلافت نشست بيست وپنج سال از رحلت پيامبر مى گذشت وانتظار مى رفت كه در اين مدت طولانى عداوتها وكينه ها به دست فراموشى سپرده شده باشد. ولى برخلاف انتظار، روحيه مخالفان حضرت على پس از گذشت ربع قرن عوض نشده بود وعداوت وكينه اى كه در دوران پيامبر وپس از درگذشت وى نسبت به حضرت على داشتند كاهش نيافته بود.حتى فرزندان قريش ونوباوگان وجوانانشان، كه شاهد حوادث خونين معركه هاى اسلام نبودند وقهرمانيهاى امام را در جنگهاى بدر واُحد و... بر ضدّ قريش نديده بودند، به سان نياكان خود سرسختانه با حضرت على عداوت مىورزيدند وكينه او را به دل داشتند.
...چنانچه امام، با اين وضع، پس از درگذشت پيامبر بر مسند خلافت تكيه مى زد وزمام امور را به دست مى گرفت آتشى در درون مخالفان او روشن مى شد وانفجارهايى رخ مى داد كه نتيجه آن جز محو اسلام ونابودى مسلمانان وبازگشت جاهليت به ممالك اسلامى نبود.[١]
امام (عليه السلام) در يكى از سخنرانيهاى خود به گوشه اى از نتايج قيام مسلحانه خود اشاره كرده، مى فرمايد:
پس از درگذشت پيامبر در كار خويش انديشيدم.در برابر صف آرايى قريش جز اهل بيت خود يار وياورى نديدم.پس به مرگ آنان راضى نشدم وچشمى
[١] شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج١١، ص ١١٤(خطبه ٣١١).