فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٥
آنان بسيار خطيرتر از شرايط ووظايف رهبران اجتماعى است كه با گزينش جامعه چنين مقام وموقعيتى را به دست مى آورند.
در رهبريهاى الهى ومعنوى هدف بالاتر وارجمندتر از حفظ مقام وموقعيت است ورهبر براى اين برانگيخته مى شود كه به هدف تحقّق بخشد وچنانچه بر سر دو راهى قرار گيرد وناچار شود كه يكى را رها كرده ديگرى را برگزيند، براى حفظ اصول واساس هدف، بايد از رهبرى دست بردارد وهدف را مقدستر از حفظ مقام وموقعيت رهبرى خويش بشمارد.
امير مؤمنان (عليه السلام) نيز پس از درگذشت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) با اين مسئله مهم روبرو شد. زيرا هدف از رهبرى وفرمانروايى او پرورش نهالى بود كه به وسيله پيامبر گرامى(صلى الله عليه وآله وسلم) در سرزمين حجاز غرس شده بود;نهالى كه بايد به مرور زمان به درختى برومند وبارور مبدّل شود وشاخه هاى آن بر فراز تمام جهان سايه بگستراند ومردم در زير سايه آن بيارامند واز ثمرات مباركش بهره مند شوند.
امام (عليه السلام) پس از درگذشت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) تشخيص داد كه در موقعيتى قرار گرفته است كه اگر اصرار به قبضه كردن حكومت وحفظ مقام خود كند اوضاعى پيش مى آيد كه زحمات پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) وخونهاى پاكى كه در راه هدف مقدّس آن حضرت ريخته شده است به هدر مى رود.
عقده ها وكينه هاى ديرينه
جامعه اسلامى در آن ايّام چنان دچار اختلاف نظر ودودستگى شده بود كه يك جنگ داخلى ويك خونريزى كوچك موجب انفجارهايى در داخل وخارج مدينه ميشد.بسيارى از قبايلى كه در مدينه يا بيرون از آن زندگى مى كردند نسبت به حضرت على (عليه السلام)بى مهر بوده، كينه او را سخت به دل داشتند.زيرا حضرت على (عليه السلام) بودكه پرچم كفر اين قبايل را سرنگون كرده، قهرمانانشان ر ا به خاك