فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٢
نرسيده است.
در قرن دوّم هجرى، كه عصر«تابعان» است، هشتاد ونه تن از آنان، به نقل اين حديث پرداخته اند.
راويان حديث در قرنهاى بعد همگى از علما ودانشمندان اهل تسنن هستند وسيصد وشصت تن از آنان اين حديث را در كتابهاى خود آورده اند وگروه زيادى به صحّت واستوارى آن اعتراف كرده اند.
در قرن سوّم نود ودو دانشمند، در قرن چهارم چهل وسه، در قرن پنجم بيست وچهار، در قرن ششم بيست، در قرن هفتم بيست ويك، در قرن هشتم هجده، در قرن نهم شانزده، در قرن دهم چهارده، در قرن يازدهم دوازده، در قرن دوازدهم سيزده، در قرن سيزدهم دوازده ودر قرن چهاردهم بيست دانشمند اين حديث را نقل كرده اند.
گروهى نيز تنها به نقل حديث اكتفا نكرده اند بلكه در باره اسناد ومفاد آن مستقلاً كتابهايى نوشته اند.
طبرى، مورخ بزرگ اسلامى، كتابى به نام «الولاية في طريق حديث الغدير» نوشته، اين حديث را از متجاوز از هفتاد طريق از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده است.
ابن عقده كوفى در رساله «ولايت» اين حديث را از صد وپنج تن نقل كرده است.
ابوبكر محمّد بن عمر بغدادى، معروف به جعانى، اين حديث را از بيست وپنج طريق نقل كرده است.
تعداد كسانى كه مستقلاً پيرامون خصوصيات اين واقعه تاريخى كتاب نوشته اند بيست وشش نفر است.
دانشمندان شيعه در باره اين واقعه بزرگ كتابهاى ارزنده اى نوشته اند كه جامعتر از همه كتاب تاريخى «الغدير» است كه به خامه تواناى نويسنده نامى اسلامى علاّمه مجاهد مرحوم آية اللّه امينى نگارش يافته است ودر تحرير اين بخش از زندگانى امام على (عليه السلام)ازاين كتاب شريف استفاده فراوانى به عمل آمد.