فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٢
طريق بيعت با حضرت على (عليه السلام)مسلمانان را به صورت دو جناح رو در روى هم قرار دهد واز آب گل آلود استفاده كند. امّا حضرت على (عليه السلام)كه از نيّت پليد او آگاه بود دست رد برسينه او زد وبه او گفت: به خدا سوگند، تو جز ايجاد فتنه وفساد هدف ديگرى ندارى وتنها امروز نيست كه مى خواهى آتش فتنه بيفروزى، بلكه كراراً خواسته اى شر بپا كنى.بدان كه مرا نيازى به تو نيست.[١]
قدرت تخريبى منافقان به حدّى بود كه قرآن از آنها در سوره هاى آل عمران، نساء، مائده، انفال، توبه، عنكبوت، احزاب، محمّد(صلى الله عليه وآله وسلم)، فتح، مجادله، حديد، منافقين وحشر ياد مى كند.
آيا با وجود چنين دشمنان نيرومندى كه در كمين اسلام نشسته بودند صحيح بود كه پيامبر اسلام براى جامعه نوبنياد اسلامى، پس از خود، رهبرى دينى وسياسى و... تعيين نكند؟ محاسبات اجتماعى به روشنى معلوم مى دارد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) بايد با تعيين رهبر از بروز هر نوع اختلاف پس از خود جلوگيرى مى كرد وبا پديد آوردن يك خطّ دفاعى محكم و استوار وحدت اسلامى را بيمه مى ساخت. پيشگيرى از هرنوع حادثه ناگوار واينكه پس از درگذشت رسول اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) هرگروهى بگويد بايد امير از ما باشد، جز با تعيين رهبر امكان پذير نبود.
اين محاسبه اجتماعى ما را به صحّت واستوارى نظر «تنصيصى بودن مقام رهبرى پس از پيامبر» هدايت مى كند.شايد به اين جهت وجهات ديگر بود كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) از نخستين روزهاى بعثت تا واپسين دم حيات، مكرراً مسئله جانشينى را مطرح مى كرده وجانشين خود را،هم در آغاز رسالت وهم در پايان آن، معيّن كرده است.اينك بيان هر دو قسمت:
قطع نظر از دلايل عقلى وفلسفى ومحاسبات اجتماعى كه حقّانيت نظر اوّل را مسلّم مى سازند، اخبار ورواياتى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)وارد شده است نظر علماى شيعه
[١] كامل ابن أثير، ج٢،. ص ٢٢٠والعقد الفريد، ج٢، ص ٢٤٩.