فروغ ولايت - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١٤
ناچيز شمرده شود گناهان ديگرى را به دنبال مى آورد وتا انسان را غرق گناه نسازد ودر آتش نيفكند دست از او برنمى دارد. از اين جهت بايد از روز نخست پارسايى را شيوه خويش ساخت واز هر نوع مخالفت با اصول وقوانين اسلامى پرهيز كرد.
پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كه از كار حضرت على (عليه السلام) ودادگرى او كاملاً آگاه بود يكى از ياران خود را خواست وبه او گفت كه ميان اين گروه شاكى برو وپيام زير را برسان:
از بدگويى در باره حضرت على (عليه السلام) دست برداريد كه او در اجراى دستور خدا بسيار دقيق وسختگير است وهرگز در زندگانى او تملّق ومداهنه وجود ندارد.
٢ـ خالد بن وليد از سرداران نيرومند قريش بود. او در سال هفتم هجرت از مكه به مدينه مهاجرت كرد وبه مسلمانان پيوست.ولى پيش از آنكه به آيين توحيد بگرود كراراً در نبردهايى كه از طرف قريش براى برانداختن حكومت نوبنياد اسلام برپا مى شد شركت مى كرد. هم او بود كه در نبرد احد بر مسلمانان شبيخون زد واز پشتِ سرِ آنان وارد ميدان نبرد شد ومجاهدان اسلام را مورد حمله قرار داد. اين مرد پس از اسلام نيز عداوت ودشمنى حضرت على (عليه السلام) را فراموش نكرد وبر قدرت بازوان وشجاعت بى نظير امام رشك مى برد. پس از درگذشت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)، به دستور خليفه وقت تصميم بر قتل حضرت على (عليه السلام)گرفت، ولى به عللى موفق نشد.[١]
احمد بن حنبل در مسند خود مى نويسد:
پيامبر اكرم حضرت على را در رأس گروهى كه در ميان آنان خالد نيز بود به يمن اعزام كرد. ارتش اسلام در نقطه اى از يمن با قبيله بنى زيد به نبرد پرداخت وبر دشمن پيروز شد وغنايمى به دست آورد. روش امام (عليه السلام) در تقسيم غنايم مورد رضايت خالد واقع نشد وبراى ايجاد سوء تفاهم ميان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) وحضرت على (عليه السلام)
[١] شرح اين واقعه در بخش چهارم از زندگانى امير المؤمنين (عليه السلام)، كه مربوط به دوران زندگى امام (عليه السلام) پس از رحلت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) است، آمده است.