فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٤ - بخش دوم ماهيت جهاد و اقسام آن
در مذاكراتى كه تحت عنوان دعوت انجام مىگيرد خواهناخواه دولتهاى ديگر و بىطرف هم در جريان امر قرار مىگيرند و اين خود در قضاوت آنها بالخصوص به هنگام ارجاع به حكميت مىتواند تأثير مثبت داشته باشد.
[١] ٤. جهاد و اخطار (اولتيماتوم)
برخى از مفسران، انباذ١ را در آيه ٥٨ سوره انفال به معنى روش مشروط اعلان جنگ تلقى نمودهاند و به قرينه «اليهم» در آيه آن را مبين نوعى اعلان انفصال از تعهدات و سلب مسؤوليت نسبت به الزامات قبلى دانستهاند و از اين رو انباذ را به نوعى اولتيماتوم به معنى حقوقى معاصر كه نوعى اعلان جنگ مشروط مىباشد تفسير كردهاند.
اين حالت هنگامى رخ مىدهد كه طرف متعهد از انجام تعهدات خود سرباز مىزند و يا نشانههايى بر داشتن چنين تصميمى آشكار مىگردد.
بر اساس آيه انباذ با مشاهده چنين نشانههايى كه حاكى از عمل و يا خوددارى از عملى است كه دولت خاطى موظف به اجتناب از آن عمل اول و انجام عمل دوم مىباشد انباذ و اولتيماتوم صورت مىپذيرد.
در تطبيق انباذ به مفهوم قرآن با اولتيماتوم به مفهوم حقوقى دو ايراد به نظر مىرسد:
ايراد اول آن است كه در تفسير «سواء» در آيه چنين آمده است كه فرقى نمىكند كه انباذ به طرف خاطى كه قصد عهد شكنى دارد برسد يا نه. در صورتى كه در مفهوم حقوقى اولتيماتوم الزاماً بايد اخطار به طرف مقابل اعلان گردد.
ايراد دوم مبتنى بر تفسيرى است كه در مفردات راغب در مورد انباذ ديده مىشود كه وى انباذ را به معنى القاء پيشنهاد صلح تفسير كرده است.
در مورد ايراد اول لازم است به تفاسير ديگر نيز توجه داشت كه مفسران معمولاً كلمه «سواء» را اينگونه تفسير كردهاند:
«پس از مشاهده علائم خيانت، تو نيز پيمان فيمابين را ناديده بگير و اين امر را به دشمن مرتكب خيانت اعلان كن كه چون آنان تو نيز اعتبارى براى تعهدات خود در مقابل پيمان
[١] . انباذ و نبذ در لغت عرب به انداختن اشياء و كم ارزش اطلاق مىشود، گويى پس از مشاهده علائمخيانت از طرف متعهد، ديگر نمىتوان به تعهدات فيمابين اعتماد نمود و ارزش قائل شد.