فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧٤ - بخش اول كليات
قرآن تولّى كسانى را كه دست به تجاوز زده و به خاطر ديندارى مسلمانان، آنها را به قتل مىرسانند و از سرزمينهايشان آواره مىكنند و همديگر را در بيرون راندن شما از سرزمينهايتان پشتيبانى مىكنند (يا به اين عمل تظاهر و پافشارى مىكنند) گناهى در حد ظلم مىشمارد و چنين افراد بيگانهپرست را از ستمكاران محسوب مىدارد.
پرواضح است كه چنين حكمى، مشروط بوده و مفهوم مخالف آن در آيه قبلى [١] به وضوح بيان شده است.
اگر نفى تولّى بيگانگان در دين به عنوان يك اصل قرآنى در كنار اصلى ديگر كه مفاد آيه: (وَ مٰا أَرْسَلْنٰاكَ إِلاّٰ رَحْمَةً لِلْعٰالَمِينَ). [٢] «ما تو را جز به عنوان رحمت بر همگان نفرستاديم». مىباشد قرار گيرد چه مفهومى را مىتواند ارائه دهد؟
بدون هيچ شك و ترديدى هر نوع نگاه رحمتآميز و مهربانانه، نگاهى دوستانه است و هر عملى در راستاى رحمت و مهرورزى، عمل دوستانه محسوب مىشود و از سوى ديگر جامعه اسلامى موظف به اتخاذ رويه و پيروى از سيره پيامبرا كرم (ص) است. [٣] (كٰانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ الله أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ). بنابراين، رفتار امت و جامعه اسلامى نيز نسبت به «عالمين» يعنى همگان كه شامل همه بيگانگان در دين مىشود بايد همراه با رحمت و دوستانه باشد.
اما ابراز رحمت نسبت به مخالفان در دين هرگز به معنى تمايل به هويت دينى و فرهنگ و عقيده آنها نيست، از اين رو قرآن با تأكيد بر اصل نفى تولّى مخالفان هشدار مىدهد كه روابط فيمابين نبايد در حدى باشد كه به زوال يا تضعيف هويت اسلامى و پذيرش و يا تقويت هويت مخالفان بيانجامد.
اين نكته حائز اهميت فراوان است كه آيات مربوط به برائت و نفى تولّى در شرايطى نازل شده كه اهل كتاب و قريش، دشمنى، اظهار نفرت و كينهتوزى خود را به اوج رسانده و با خيانت و جنگافروزى در صدد محو اسلام و نابودى پيامبر اسلام (ص) و مسلمانان بودند و از هيچ وسيلهاى در انجام اين هدف فروگذار نبودند.
در چنين شرايطى كه جنگ واقعى با جنگ روانى توأم است. بسيج روانى و برانگيختن احساسات امتى مظلوم، مورد تجاوز قرار گرفته است خود يك تاكتيك جنگى و روشى در مقابله بهمثل محسوب مىگردد.
[١] . ممتحنه، آيه ٨.
[٢] . انبياء، آيه ١٠٧.
[٣] . احزاب، آيه ٢١.