فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٣
[٣] ">لكذلك، فكيف صبرك اذن؟» «فقلت: يا رسول الله، ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشرى و الشكر».
[١]«گفتم: اى رسول خدا آيا روز اُحد در آن هنگام كه جمعى از مسلمانان به شهادت رسيدند و من از فيض شهادت محروم گشتم و اين واقعيت بر من گران آمد كه شهيد نشدم به من گفتى بشارت باد كه شهادت بدنبال توست؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: اين چنين است. اما چگونه بر آن صبر خواهى نمود؟ گفتم: يا رسول الله، شهادت از صحنهها و مواردى نيست كه بر آن صبر بايد كرد بلكه موقعيت و صحنهاى است كه بايد بدان بشارت داد و بر آن سپاس نمود».
هنگامى كه نخستين آيات سوره عنكبوت بر پيامبر فرود آمد، پيامبر آنها را بر جمع مسلمين تلاوت و اعلام فرمود:
(أَ حَسِبَ اَلنّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ ^ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ اَلْكٰاذِبِينَ). [٢]
«مردم گمان بردهاند كه آنان با گفتن: ما ايمان آوردهايم رها مىشوند و آنان مورد آزمايش قرا نمىگيرند. ما كسانى را كه پيش از آنها زيستند در بوته آزمايش و در جريان فتنهها قرار داديم تا خدا بشناسد آنها را كه صادقند و آنها را كه كاذبند».
امام از رسول خدا پرسيد: اين فتنهها كه خدا ترا از آن آگاه كرده است كدام است؟ پيامبر (ص) فرمود: امتم پس از من مورد آزمايشها قرار مىگيرند و در اين آزمايشها بسيارى مىلغزند و گمراه مىشوند و تو به امر خدا با آنان جهاد مىكنى همچنانكه من با مشركين جهاد نمودم. امام پرسيد اين چه فتنههايى است كه در كوران آن جهاد بر من لازم مىشود؟ رسول خدا (ص) فرمود: فتنه گروهى است كه به ظاهر مسلمانند و شهادت به يگانگى خدا مىدهند و به رسالت من ابراز ايمان مىكنند ولى با راه و روش و خط اصيل آن مخالفت مىورزند.
امام دوباره مىپرسد: پس از آنكه آنان به خدا و رسالت تو ايمان مىآورند براى چه اصلى با آنان بجنگم؟ پيامبر (ص) مىفرمايد: مبارزه تو به خاطر دو اصل است:
١. حفاظت و پاسدارى از خط اصيل اسلام تا جريان و خط انحرافى در مسير دين به وجود نياورند.
٢. به خاطر اصل اطاعت از امام تا از مخالفت آن پرهيز نمايند.٣
[١] . نهجالبلاغه، خ ١٥٦.
[٢] . عنكبوت، آيات ٢ و ٣.
[٣] . منهاج البراعة، ج ٩، ص ٣٠٤.