لكذلك، فكيف صبرك اذن‌؟» «فقلت: يا رسول الله، ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشرى و الشكر». [1] «گفتم: اى رسول خدا آيا روز اُحد در آن هنگام كه جمعى از مسلمانان به شهادت رسيدند و من از فيض شهادت محروم گشتم و اين واقعيت بر من گران آمد كه شهيد نشدم به من گفتى بشارت باد كه شهادت بدنبال توست‌؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: اين چنين است. اما چگونه بر آن صبر خواهى نمود؟ گفتم: يا رسول الله، شهادت از صحنه‌ها و مواردى نيست كه بر آن صبر بايد كرد بلكه موقعيت و صحنه‌اى است كه بايد بدان بشارت داد و بر آن سپاس نمود». هنگامى كه نخستين آيات سوره عنكبوت بر پيامبر فرود آمد، پيامبر آنها را بر جمع مسلمين تلاوت و اعلام فرمود: (أَ حَسِبَ اَلنّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ ^ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ اَلْكٰاذِبِينَ‌). [2] «مردم گمان برده‌اند كه آنان با گفتن: ما ايمان آورده‌ايم رها مى‌شوند و آنان مورد آزمايش قرا نمى‌گيرند. ما كسانى را كه پيش از آنها زيستند در بوته آزمايش و در جريان فتنه‌ها قرار داديم تا خدا بشناسد آنها را كه صادقند و آنها را كه كاذبند». امام از رسول خدا پرسيد: اين فتنه‌ها كه خدا ترا از آن آگاه كرده است كدام است‌؟ پيامبر (ص) فرمود: امتم پس از من مورد آزمايشها قرار مى‌گيرند و در اين آزمايشها بسيارى مى‌لغزند و گمراه مى‌شوند و تو به امر خدا با آنان جهاد مى‌كنى همچنانكه من با مشركين جهاد نمودم. امام پرسيد اين چه فتنه‌هايى است كه در كوران آن جهاد بر من لازم مى‌شود؟ رسول خدا (ص) فرمود: فتنه گروهى است كه به ظاهر مسلمانند و شهادت به يگانگى خدا مى‌دهند و به رسالت من ابراز ايمان مى‌كنند ولى با راه و روش و خط اصيل آن مخالفت مى‌ورزند. امام دوباره مى‌پرسد: پس از آن‌كه آنان به خدا و رسالت تو ايمان مى‌آورند براى چه اصلى با آنان بجنگم‌؟ پيامبر (ص) مى‌فرمايد: مبارزه تو به خاطر دو اصل است: 1. حفاظت و پاسدارى از خط اصيل اسلام تا جريان و خط انحرافى در مسير دين به وجود نياورند. 2. به خاطر اصل اطاعت از امام تا از مخالفت آن پرهيز نمايند.3 [1] . نهج‌البلاغه، خ 156. [2] . عنكبوت، آيات 2 و 3. [3] . منهاج البراعة، ج 9، ص 304. "> لكذلك، فكيف صبرك اذن‌؟» «فقلت: يا رسول الله، ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشرى و الشكر». [1] «گفتم: اى رسول خدا آيا روز اُحد در آن هنگام كه جمعى از مسلمانان به شهادت رسيدند و من از فيض شهادت محروم گشتم و اين واقعيت بر من گران آمد كه شهيد نشدم به من گفتى بشارت باد كه شهادت بدنبال توست‌؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: اين چنين است. اما چگونه بر آن صبر خواهى نمود؟ گفتم: يا رسول الله، شهادت از صحنه‌ها و مواردى نيست كه بر آن صبر بايد كرد بلكه موقعيت و صحنه‌اى است كه بايد بدان بشارت داد و بر آن سپاس نمود». هنگامى كه نخستين آيات سوره عنكبوت بر پيامبر فرود آمد، پيامبر آنها را بر جمع مسلمين تلاوت و اعلام فرمود: (أَ حَسِبَ اَلنّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ ^ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ اَلْكٰاذِبِينَ‌). [2] «مردم گمان برده‌اند كه آنان با گفتن: ما ايمان آورده‌ايم رها مى‌شوند و آنان مورد آزمايش قرا نمى‌گيرند. ما كسانى را كه پيش از آنها زيستند در بوته آزمايش و در جريان فتنه‌ها قرار داديم تا خدا بشناسد آنها را كه صادقند و آنها را كه كاذبند». امام از رسول خدا پرسيد: اين فتنه‌ها كه خدا ترا از آن آگاه كرده است كدام است‌؟ پيامبر (ص) فرمود: امتم پس از من مورد آزمايشها قرار مى‌گيرند و در اين آزمايشها بسيارى مى‌لغزند و گمراه مى‌شوند و تو به امر خدا با آنان جهاد مى‌كنى همچنانكه من با مشركين جهاد نمودم. امام پرسيد اين چه فتنه‌هايى است كه در كوران آن جهاد بر من لازم مى‌شود؟ رسول خدا (ص) فرمود: فتنه گروهى است كه به ظاهر مسلمانند و شهادت به يگانگى خدا مى‌دهند و به رسالت من ابراز ايمان مى‌كنند ولى با راه و روش و خط اصيل آن مخالفت مى‌ورزند. امام دوباره مى‌پرسد: پس از آن‌كه آنان به خدا و رسالت تو ايمان مى‌آورند براى چه اصلى با آنان بجنگم‌؟ پيامبر (ص) مى‌فرمايد: مبارزه تو به خاطر دو اصل است: 1. حفاظت و پاسدارى از خط اصيل اسلام تا جريان و خط انحرافى در مسير دين به وجود نياورند. 2. به خاطر اصل اطاعت از امام تا از مخالفت آن پرهيز نمايند.3 [1] . نهج‌البلاغه، خ 156. [2] . عنكبوت، آيات 2 و 3. [3] . منهاج البراعة، ج 9، ص 304. "> لكذلك، فكيف صبرك اذن‌؟» «فقلت: يا رسول الله، ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشرى و الشكر». [1] «گفتم: اى رسول خدا آيا روز اُحد در آن هنگام كه جمعى از مسلمانان به شهادت رسيدند و من از فيض شهادت محروم گشتم و اين واقعيت بر من گران آمد كه شهيد نشدم به من گفتى بشارت باد كه شهادت بدنبال توست‌؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: اين چنين است. اما چگونه بر آن صبر خواهى نمود؟ گفتم: يا رسول الله، شهادت از صحنه‌ها و مواردى نيست كه بر آن صبر بايد كرد بلكه موقعيت و صحنه‌اى است كه بايد بدان بشارت داد و بر آن سپاس نمود». هنگامى كه نخستين آيات سوره عنكبوت بر پيامبر فرود آمد، پيامبر آنها را بر جمع مسلمين تلاوت و اعلام فرمود: (أَ حَسِبَ اَلنّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ ^ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ اَلْكٰاذِبِينَ‌). [2] «مردم گمان برده‌اند كه آنان با گفتن: ما ايمان آورده‌ايم رها مى‌شوند و آنان مورد آزمايش قرا نمى‌گيرند. ما كسانى را كه پيش از آنها زيستند در بوته آزمايش و در جريان فتنه‌ها قرار داديم تا خدا بشناسد آنها را كه صادقند و آنها را كه كاذبند». امام از رسول خدا پرسيد: اين فتنه‌ها كه خدا ترا از آن آگاه كرده است كدام است‌؟ پيامبر (ص) فرمود: امتم پس از من مورد آزمايشها قرار مى‌گيرند و در اين آزمايشها بسيارى مى‌لغزند و گمراه مى‌شوند و تو به امر خدا با آنان جهاد مى‌كنى همچنانكه من با مشركين جهاد نمودم. امام پرسيد اين چه فتنه‌هايى است كه در كوران آن جهاد بر من لازم مى‌شود؟ رسول خدا (ص) فرمود: فتنه گروهى است كه به ظاهر مسلمانند و شهادت به يگانگى خدا مى‌دهند و به رسالت من ابراز ايمان مى‌كنند ولى با راه و روش و خط اصيل آن مخالفت مى‌ورزند. امام دوباره مى‌پرسد: پس از آن‌كه آنان به خدا و رسالت تو ايمان مى‌آورند براى چه اصلى با آنان بجنگم‌؟ پيامبر (ص) مى‌فرمايد: مبارزه تو به خاطر دو اصل است: 1. حفاظت و پاسدارى از خط اصيل اسلام تا جريان و خط انحرافى در مسير دين به وجود نياورند. 2. به خاطر اصل اطاعت از امام تا از مخالفت آن پرهيز نمايند.3 [1] . نهج‌البلاغه، خ 156. [2] . عنكبوت، آيات 2 و 3. [3] . منهاج البراعة، ج 9، ص 304. ">
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص

فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٣

[٣] ">لكذلك، فكيف صبرك اذن‌؟» «فقلت: يا رسول الله، ليس هذا من مواطن الصبر، و لكن من مواطن البشرى و الشكر».

[١]

«گفتم: اى رسول خدا آيا روز اُحد در آن هنگام كه جمعى از مسلمانان به شهادت رسيدند و من از فيض شهادت محروم گشتم و اين واقعيت بر من گران آمد كه شهيد نشدم به من گفتى بشارت باد كه شهادت بدنبال توست‌؟ رسول خدا در پاسخ فرمود: اين چنين است. اما چگونه بر آن صبر خواهى نمود؟ گفتم: يا رسول الله، شهادت از صحنه‌ها و مواردى نيست كه بر آن صبر بايد كرد بلكه موقعيت و صحنه‌اى است كه بايد بدان بشارت داد و بر آن سپاس نمود».

هنگامى كه نخستين آيات سوره عنكبوت بر پيامبر فرود آمد، پيامبر آنها را بر جمع مسلمين تلاوت و اعلام فرمود:

(أَ حَسِبَ اَلنّٰاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّٰا وَ هُمْ لاٰ يُفْتَنُونَ ^ وَ لَقَدْ فَتَنَّا اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ الله اَلَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ اَلْكٰاذِبِينَ‌). [٢]

«مردم گمان برده‌اند كه آنان با گفتن: ما ايمان آورده‌ايم رها مى‌شوند و آنان مورد آزمايش قرا نمى‌گيرند. ما كسانى را كه پيش از آنها زيستند در بوته آزمايش و در جريان فتنه‌ها قرار داديم تا خدا بشناسد آنها را كه صادقند و آنها را كه كاذبند».

امام از رسول خدا پرسيد: اين فتنه‌ها كه خدا ترا از آن آگاه كرده است كدام است‌؟ پيامبر (ص) فرمود: امتم پس از من مورد آزمايشها قرار مى‌گيرند و در اين آزمايشها بسيارى مى‌لغزند و گمراه مى‌شوند و تو به امر خدا با آنان جهاد مى‌كنى همچنانكه من با مشركين جهاد نمودم. امام پرسيد اين چه فتنه‌هايى است كه در كوران آن جهاد بر من لازم مى‌شود؟ رسول خدا (ص) فرمود: فتنه گروهى است كه به ظاهر مسلمانند و شهادت به يگانگى خدا مى‌دهند و به رسالت من ابراز ايمان مى‌كنند ولى با راه و روش و خط اصيل آن مخالفت مى‌ورزند.

امام دوباره مى‌پرسد: پس از آن‌كه آنان به خدا و رسالت تو ايمان مى‌آورند براى چه اصلى با آنان بجنگم‌؟ پيامبر (ص) مى‌فرمايد: مبارزه تو به خاطر دو اصل است:

١. حفاظت و پاسدارى از خط اصيل اسلام تا جريان و خط انحرافى در مسير دين به وجود نياورند.

٢. به خاطر اصل اطاعت از امام تا از مخالفت آن پرهيز نمايند.٣


[١] . نهج‌البلاغه، خ ١٥٦.

[٢] . عنكبوت، آيات ٢ و ٣.

[٣] . منهاج البراعة، ج ٩، ص ٣٠٤.