فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٢
حقيقت اينست كه در پيشرفت برقآساى اسلام كه در عرض ربع قرن نخست، به صورت موجى بزرگ قسمت معظم دنياى آن زمان را فرا گرفت، عوامل و علل گوناگونى تأثير بخشيد كه بررسى همه جانبه آن نيازمند به بحث جداگانه و مفصلى است كه از قلمرو مباحث نظرى در مسائل جهاد خارج است لكن بهطور فهرستوار مىتوان به عوامل زيراشاره نمود:
١. اسلام دين منطق و عقل بود و به اتكاى اين دو نيرو تا اعمال قلب و فكر مردم نفوذ مىكرد.
٢. سادگى تعاليم اسلام كه با وجدان عمومى سازگار و وفق داشته است.
٣. فطرى بودن تعاليم اسلام كه با فطرت مردم سازگار بود و نداى درونى را در مردم برمىانگيخت.
٤. تحرك و جا به جايى مسلمانان كه با توصيه هاى قرآنى به سير و مطالعه آفاق و سفرهاى طول و دراز به سرزمينهاى مختلف پرداخته و بهطور كاملاً طبيعى صورت مىگرفت با اقوام و ملل مختلف جهان آشنا و بنا به وظيفه دينى اقدام به دعوت دينى مىنمودند.
٥. روح مسالمت و مدارا و گذشت مسلمين در فتوحات اسلامى نسبت به ملتهاى مغلوب شده، نه تنها از بروز حالت تنفر و خشم در ملتهاى مغلوب جلوگيرى مىكرد بلكه خود، دوستى و محبت آنها را نسبت به اسلام و مسلمين جلب مىنمود.
٦. ضعف و فساد دستگاههاى دينى كه موجب انزجار و بىعلاقهگى مردم نسبت به اديان و رهبران دينى شده بود و اين امر زمينه را براى پذيرش يك دين اصيل و نظام مطلوب و بىآلايش دينى در بيشتر مناطقى كه مسلمين پا به آنجا مىنهادند كاملاً آماده كرده بود.
٧. ستمگرى، جنايتها و بىعدالتيهاى حكام سرزمينهايى كه بهدست مسلمين فتح مىشد، سپاهيان مسلمين را به صورت فرشتههاى نجات و اسلام را پناهگاه ستمديدگان زجر كشيده جلوه مىداد.
٨. دعوتهاى سازمان يافته توسط مبلغان، داعيان و علماى اسلام كه از نخستين روزهاى ظهور اسلام آغاز و در طول تاريخ اسلام بدون وقفه ادامه يافت و در هر زمان به گونه هاى مختلف و با شيوه هاى متفاوت انجام پذيرفت.
٩. ميراث غنى فرهنگى، علمى و تحقيقاتى دانشمندان و محققان اسلام كه به نوبه خود نقش مؤثرى در جذب دلها و افكار به سوى اسلام، مؤثر بوده است.