فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٤
قادر به رفع آن نيستيد مگر آنكه به خدا و به من پناه بريد، شخصاً به خود من مراجعه كنيد و بدانيد كه به يارى خدا آن را چاره نموده و به حالت اول بازخواهم گرداند».
نامه شصتم كه فراز بالا بخشى از آن مىباشد، در حقيقت بخشنامهايست كه امام آن را به منظور تأمين امنيت و حفظ نظم در شهرهايى كه بر سر راه ستونهاى نظامى قرار گرفته بودند و نيز براى مراقبت شديد و انضباط كامل لشگريان صادر نموده است.
خطاب در اين نامه به كليه مأمورين و كاركنان شهرهايى است كه ارتش از قلمرو كار و حوزه مأموريت آنها عبور مىكند.
١. نامه، نشانگر سفارشات أكيد قبلى امام (ع) به تمام سربازان و فرماندهان ارتش در مورد حفظ حقوق مردم و خوددارى از تجاوز و اذيت و آزار كردن مردم و توقعات نابجا از مأمورين و كاركنان حكومتى مىباشد. اين شيوهاى بود كه همواره بهنگام اعزام ستونهاى نظامى مراعات مىشد. در زمان رسول خدا (ص) و حكومت امام، مسائلى از قبيل آغاز به دعوت قبل از دست يازيدن به درگيرى، هدف جهاد و شيوههاى اسلامى آن، مسايل مربوط به مجروحين و اسرا و غنايم، مراعات كليه اصول و موازين اسلامى و انسانى در صحنههاى پيكار و نحوه برخورد با افراد خودى (مسلمان) و دشمن قبلاً به اطلاع كليه لشگريان مىرسد و آگاهيهاى لازم در اين گونه زمينهها به سپاهيان داده مىشد.
٢. امام به اينگونه سفارشات اكتفا نكرده از پيش، خود را از ستمها و تجاوزهاى احتمالى افراد سپاه، تبرئه واز مرتكبين برائت مىجويد و همه را بر آن گواه مىگيرد تا دشمنان نگويند كه امام در ستم آنها شريك بوده است.
٣. از آنجا كه سفارش و برائت در عرصه عمل نمىتواند عامل بازدارنده قاطع و تضمين شده باشد، امام سه دستور اجرايى در مورد تخلفات صادر مىكند:
الف -
مأمورين و كاركنان با همكارى ساير مردم و با استفاده از امكانات موجود بايد شيوههايى اتخاذ نمايند كه سپاهيان نتوانند ستمى و آزارى به كسى روا دارند و چنين امكانى را از آنها بگيرند.
(و كفوا ايدى سفهائكم).
ب -
متخلفين را در دادگاههاى ويژه مجازات و تنبيه نمايند.
ج -
در مواردى كه از اعمال دو روش فوق ناتوان مىمانند شخصاً به امام گزارش دهند تا امام خود اقدام لازم را معمول دارد.