فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٠٣
حقوق آنها نبايد بهانه عمل مشابه باشد. زيرا طرف اين نوع مجازات، مردم بىدفاع هستند. لذا اين عمل چه از جانب جبهه حق و چه از جانب جبهه باطل محكوم مىباشد.
٢. گاه دشمن با چنين عمليات تجاوزكارانه، ابتكار عمل را بهدست مىگيرد و جبهه حق را به اتخاذ شيوههاى انحرافى وادار مىكند و از اين رهگذر بهانه و مجوزى براى اعمال انسانى خود بهدست مىآورد و حداقل از نظر تبليغات، واقعيات را وارونه و جبهه حق را متجاوز و مهاجم قلمداد مىنمايد.
٣. چه بسيار كه دشمن حيلهگر با كشاندن نيروهاى مدافع و به درگيريهاى موضعى و انحرافى، نقاط حساس و مورد نظر خود را از نيروى دفاعى خالى و فرصت كافى براى حمله و وارد كردن ضربات مهلك فراهم مىآورد. آن چنانكه وقتى سربازان كميل به هجوم به شهر قرقيسيا سرگرم مىشوند، شهر و پاسگاههاى تحت فرماندهى كميل، فاقد دفاع فعال مىشود و طعمه سهل الوصولى براى دشمن مهاجم مىگردد.
«و قد اوصيتهم بما يجب لله عليهم من كفا الأذى و صرف الشّذى. و انا ابرأُ اليكم و الى ذمتكم من معرة الجيش، الا من جوعة المضطر، لا يجد عنها مذهبا الى شبحه. فنكلوا من تناول منهم شيئاً ظلماً عن ظلمهم. و كفوا أيدى سفهائكم عن مضارتهم و التعرض لهم فيما استثنيناه منهم. و أنا بين أظهر الجيش، فادفعوا الى مظالمكم، و ما عراكم مما يغلبكم من أمرهم، و لا تطيقون دفعه الا بالله و بى، فانا أغيره بمعونة الله، ان شاء الله».
[١]«بر سپاهى كه بر شما گذر خواهند نمود توصيه كردهام به چيزى كه خدا بر آنها واجب كرده است، كه از آزار مردم و رنج دادن به آنها خوددارى نمايند. من شما و همه آنها را كه در پناه شمايند گواه مىگيرم كه نسبت به زيانها و آزارهاى افراد ارتش بيزارم، مگر گرسنهاى كه از روى ناچارى براى رفع گرسنگى اضطرارى از مال كسى استفاده كند و راه ديگرى جز اين براى سير كردن شكم خود نداشته باشد. شما خود هركس را كه ديديد از مال كسى به ستم چيزى گرفت از ستم بازداريد و به سزايش برسانيد. دستهاى تجاوزگر ابلهان و نادانان را از زيان رساندن و تعرض به مردم بازداريد، مگر آنچه كه از روى اضطرار مستثنى نموديم.
من خود به همراه لشگر و پشت سر آنها هستم بنابراين در مورد ستمى كه بر شما روا مىشود نسبت به هر آنچه كه بهدست مىآورند از چيزهايى كه بر آن چيره مىشوند و شما
[١] . نهج البلاغه، نامه ٦٠.