فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠ - ضعفهاى كاربردى سيستم موجود حقوق بين الملل
ضعفهاى كاربردى سيستم موجود حقوق بين الملل
اما از نقطه نظر كاربرد تئورى نظام حقوقى بين الملل، بر اساس سيستم سازمان ملل متحد بررسى مسأله با وضوح بيشترى مىتواند انجام گيرد، زيرا حقايق عينى موجود بىاعتبارى اين سيستم را روشن كرده است. در اين مورد كافى است كه به نكات زير توجه كنيم:
١. حقوق بين الملل، امروز عملاً تنها رسالتى كه بر عهده دارد حفاظت از موقعيتهاى ساختگى و كاذبى است كه به وسيله زور و در شرايط نابرابر ملتها و دولتها به وجود آمده است، زيرا قانونگذار و مجرى و قاضى حقوق بين الملل همان سازمان ملل متحد است كه عملاً جز در جهت منافع ابرقدرتها و اقمار آنها گامى مؤثر برنمىدارد.
ابرقدرتها طبق منافع و اهدافى كه دارند در گوشه و كنار جهان حادثهآفرينى مىكنند و مصائب و مشكلات خرد و كلانى را بوجود مىآورند و سپس در سازمان ملل متحد با اعمال نفوذ، همه آن مشكلات را به دلخواه خود حل و فصل و دولتهاى متجاوزى را تبرئه و دولتهاى ستمديدهاى را محكوم مىكنند، و همه ارزشهاى تصريح شده در منشور ملل متحد را مانند صلح، امنيت بين المللى، عدالت، برابرى، عدم مداخله در امور داخلى كشورها، حقوق بشر، حقوق دولتها، عدم توسل به زور و تهديد، و استقلال را در چارچوب اهداف و منافع خود تفسير و توجيه مىكنند.
٢. تجاوز مكرر دولتهاى غاصبى چون اسرائيل و آفريقاى جنوبى به حريم صلح و امنيت بين المللى، كاربرد حقوق بين الملل را در صحنه عمل از اعتبار ساقط و ارزش آن را تا حد توصيههاى بدون ضمانت اجرا پائين آورده است.
مقهور نمودن دولت متجاوز با صدور احكام پىدرپى ديوان بين المللى دادگسترى يا تصميمات شوراى امنيت و توصيههاى مجمع عمومى و قطعنامهها هيچكدام عملا نتوانسته است اينگونه دولتها را بر سر عقل آورد و از زير پا گذاردن ميثاقها و مقررات بين المللى بازدارد.
بهرهگيرى از فشار افكار عمومى جهانيان و قدرت اراده ملت رژيم متجاوز و