فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٢ - مبحث چهارم شناسائى دولتها از ديدگاه اسلام
اصول سياست بين المللى در روابط با ساير كشورها نيستند و اين امر بهانهاى به دست غربيان مىدهد تا مسلمانان را خشن و پرخاشگر معرفى كنند، بايد توجه داشت كه داورى سطحى بيگانگانى است كه بقاياى استعمارگران گذشتهاند. به مسلمانان بايد حق داد كه با دولتهائى كه ساليان دراز منابع ثروت سرزمينشان را به غارت بردهاند رفتار دوستانهاى نداشته باشند. مسلمانان با كلمات زيبا و نيرنگهاى پشت پرده سياستگران غرب آشنائى دارند و فريب مذاكرات دوستانه را ديگر نمىخورند، زيرا به تجربه دريافتهاند كه سازمان ملل و مذاكرات فيما بين، و شناسائى و روابط دوستانه و كلماتى از اين قبيل، نيرنگ تازهاى براى استثمار امت مسلمان است» [١] .
خرافى شمردن اصل حاكميت ملى كه مبناى اصل شناسائى دولتهاست، نظريه ديگرى است كه بعضى از نويسندگان [٢] بر اساس آن، مبارزه دائمى و همهجانبه در جبههاى باز را جايگزين اصل شناسائى كرده است:
به اين بيان كه اسلام حق انسانها را «در مقاومت با ستم حكومت كنندگان يا هر جزء ديگر از پيكر واحد اجتماعى، و سعى در دگرگون كردن نظام اجتماعى بر وفق خواستشان» به رسميت شناخته است. مهمترين سلاح ميدان بين المللى مبارزه عبارت است از آئين، سنت و نظم اجتماعى، و دانش، ادوات و فن تبليغات وسيله كاربرد اين اسلحه هستند، اينها به جاى آتش و گلوله، فضيلت و سعادت، عدالت و دانائى و خرد، به سرزمين دشمن مىبارند و در عوض ويرانى، مايه آبادانى و تعالى مىباشند.
خرافات حقوقى كه مستمسك هيئتهاى حاكمه و ابزار دستگاههاى دولتى در مخالفت با آن شده، موانع مبارزه اعتقادى - سياسى در جبهه باز مىباشد.
آراء فقها در مسأله شناسائى
فقها به طور صريح بحثى را تحت عنوان «شناسائى» - به مفهوم حقوقى آن - مطرح نكردهاند، ولى آنچه را كه در زمينه آثار اين مسئله حقوقى قابل بحث بوده، فروگذار ننمودهاند.
[١] مارسل بوازار در كتاب اسلام در جهان امروز، ص ٢٥٥
[٢] جلال الدين فارسى در كتاب حقوق بين الملل اسلامى، ص ٦١ و ١١٤.