فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٦٨ - ديدگاهها در مفهوم صلح
بهرەگیری شود و شیوەهای عملی و تمربخشی ارائه گردد١.
دیدگاهها در مفهوم صلح
همة آنها كه دم از صلح میزنند يكسان نيستند واز اين شعار ايدهآل، مفهوم واحدى را منظور
نمیدارند زيرا بی كمان، ايدئولوثيها وديدكاههاى فلسفى همواره زيربناى مفاهيم وازهها، به ويزه در وازههاى علوم سياسى هستند، ودر حقيقت غرب كاپيتاليست وقتى از صلح سخن مى كويد مفهومى را در نظر میگیرد كه با صلحى كه شرق كمونیست از آن دم میزند متفاوت است. همينطور صلح مورد علاقه قدرت بزرى با صلحى كه يك كشور ضعيف براى حفظ موجوديت و استقلال خود خواهان آن است فرق میكند.
گاە شرایط حاکم نیز در شکلگیری مفاهیم واژههای سیاسی تأثیر میگذارد.
صلح پس از يك جنگ خانمانسوز و ويرانګر مفهومی دارد كه در شرايط عادی وقتى مطرح میشود مفهومی دیګر به خود میگیرد.
برای آنها که به دلیل وحشت از آثار ویرانکر جنگ، و یا به مخاطره نیفتادن منافع وآزادیھا، و باز بودن راه بهرهٹیری و بهرهكشى هر چە بيشتر از نيروها و امكانات موجود، صلح را مطرح میكنند، از نظر آنها اين كلمه تنها معنی مصونیت از تعرض و متاركة جنک و به طور کلی حالت مقابل جنگ را دارد.
هر چند كه این نوع صلح وهمزيستى، توأم با دشمنى ينهائى وقصد توطئه وتجاوز ومترصد
فرصتهای مناسب بودن نیز باشد، و حتی چنین صلحی نتایج پيروزى و غنائم جنك را نيز دربر داشته باشد.
همچنين آنها كه تز پيكار مداوم وآشتى نايذيرى طبقه يرولتاريا عليه همه ريشهها وعوامل نكه
دارنده بورژوازی را در سر می پرورانند، و قدرت هر نوع ارزش دیكر را منحصراً از آن يك طبقة ممتاز مى دانند، وقتى از صلح سخن به ميان مى آورند در حقيقت مقصود آنها از صلح عبارت از عامل جادەصافکنی است که راه این
[١]. رجوع شود به مقاله يزوهشى در صلح از اسبيون ايده در شماره ٩ انتشارات مركز مطالعات عالى بين المللى تحت عنوان: «نقد وارزيابى نظريههاى روابط بين الملل».