فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٨ - جهان اسلام
انقسام و بلوكبندى جامعه بشرى همراه است. معمولا گرويدگان و طرفداران، در يك قطب و مخالفين و دشمنان آن در قطب مخالف جاى مىگيرند.
پس از پيدايش مكتب كمونيسم و توسعه آن، جهان بشرى شاهد يكى از بزرگترين و روشنترين مظاهر بلوكبندى از نظر فكرى گرديد، و هم اكنون جهان به دو بلوك سرمايهدارى و كمونيسم انقسام يافته و تضاد و تصادم اين دو بلوك مقتدر، هر آن جامعه بشرى را به خطرات جبرانناپذيرى تهديد مىكند.
در اين انقسام كه از نظر فكرى منظور مىگردد، بلوك كمونيسم در قيد ديوارهاى آهنين كشورهاى كمونيستى نبوده و شامل مجموعه افرادى كه پيرو اين مكتب مىباشند خواهد بود، به طورى كه يك فرد كمونيست آمريكايى و يا سوئدى، جزئى از اين بلوك و جبهه محسوب شده و به جهت پيوند فكرى، عضو متصل و تشكيل دهنده جهان كمونيزم به حساب خواهد آمد. در صورتى كه ما اگر اين انقسام و جبههبندى را از نقطه نظر سياسى مورد توجه قرار دهيم، نتيجه ديگر و شكل كاملا متفاوتى از انقسام به دست خواهيم آورد، زيرا در اين صورت، جهان كمونيسم تنها شامل كشورهايى مىگردد كه تحت رژيم كمونيستى و مرام اشتراكى اداره مىشوند.
اكنون اگر ما مكتب اصيل جهانى اسلام را در نظر بگيريم و حالت جامعه بشرى را در برابر اين مكتب غير قابل انعطاف از نظر فكرى و مبانى عقيدتى بررسى نمائيم، مظهر انقسام فكرى را به خوبى مشاهده خواهيم نمود. جبهه موافق در اين انقسام قهرى تا آنجا كه ايدئولوژى اسلامى پيش رفته است، گسترش مىيابد و عقيده، مرز و حد مميز دو جبهه موافق و مخالف را تشكيل مىدهد. روى اين اصل بايد گفت كه اين گونه انقسام ربطى به خصوصيات خاكى و خونى و غيره نداشته و صرفا بر پايه يك اصل معنوى صورت مىگيرد.
بدين ترتيب جهان اسلام يا دار الاسلام، همه انسانهاى معتقد به مبانى اسلامى را در بر مىگيرد و شامل كليه گرويدگان اين مكتب - گواينكه از نظر خاك، رنگ، نژاد، و زبان... با هم اختلاف داشته باشند - مىگردد. چنانكه جبهه مخالف نيز متشكل از تودههايى خواهد بود كه نسبت به مبانى فكرى اسلامى حالت منفى