فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٣ - ٥ مخالفين اصلاح طلب
دولت اسلامى و در برابر امام شكل بگيرد و نسبت به خطمشيهاى دولت و يا عملكرد كارگزاران و تركيب دولت، دست به مخالفت بزنند و بدون ايجاد شورش و قيام عليه امام نقطه نظرهاى اصلاحى خود را مطرح و خواستار تغييراتى در خط مشيها، عملكردها و يا تركيب دولت اسلامى شوند، باغى شمرده نمىشوند و دولت اسلامى بايد در برابر اين گروه كه با صداقت عمل مىكنند و در حقيقت به خاطر انجام وظيفه «النصيحه لائمة المسلمين» قيام نمودهاند با بردبارى نقطه نظرها و پيشنهادها را استماع كند و از مشاوره با آنان دريغ نورزد و با منطق و دليل اشتباهات آنان را متذكر گردد، و مادام كه راهى منطقى براى حل مشكل مخالفت آنان وجود دارد از هر نوع خشونت اجتناب ورزد و طبق سيره سياسى پيامبر (ص) اذن خير [١] باشد و از طريقه اذن واعيه [٢] پيروى كند.
نمونههائى از اين مورد را در زندگى پيامبر (ص) و على (ع) مىتوان يافت كه مشاورهها و نقطه نظرهاى اصلاحى صاحبنظران مخلص در تصميمگيريهاى حكومت اسلامى مؤثر بوده است [٣] .
دولت اسلامى حتى در صورت علم به خطاى آنان و مسلم بودن اشتباه برداشت و اجتهاد اين گروه نمىتواند آنان را از حقوق مشروعى كه دارند محروم نمايد (
فليس من طلب الحق فاخطأ كمن طلب الباطل فادركه)
[٤] .خوارج در آغاز حركت خود چنين بودند و على (ع) با آنان مدارا نمود و با برخوردى منطقى به هدايت و ارشادشان همت گمارد و به آنها وعده داد كه از حقوق مزاياى كه امت بر عهده دولت اسلام دارند برخوردارشان نمايد [٥] ، قرآن در اين گونه موارد تحميل و اجبار و اكراه و خشونت را مردود شمرده است [٦] .
[١] (قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ) (توبه: ٦١) (بگو كه من گوش شنوائى هستم كه بنفع و خير شما است)
[٢] (وَ تَعِيَهٰا أُذُنٌ وٰاعِيَةٌ) (حاقه: ١٢).
[٣] رجوع شود به بنيان حكومت اسلامى، تأليف سيد كاظم حائرى، ص ١٠٢ به بعد.
[٤] نهج البلاغه، خطبه ٦٠.
[٥] در بحث بعدى در اين زمينه توضيح خواهيم داد.
[٦] آياتى چون(: لاٰ إِكْرٰاهَ فِي اَلدِّينِ) (بقره: ٢٥٦)، (مٰا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِجَبّٰارٍ) (ق: ٤٥)، (لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ) (غاشيه: ٢٢)، (وَ مٰا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ) (انعام: ١٠٧).