فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩٣ - ناتوانى فرضيههاى امنيت دسته جمعى
قدرت نمود پيدا مىكند، و همين پيچيدگيهاى ذهنى است كه امنيت را در عمل يا به عامل تجاوز تبديل مىكند و يا آن را در برابر تجاوز آسيبپذير مىسازد.
٢. امنيت دسته جمعى:
تعدادى از كشورها كه توسط پيمانهاى مختلف همكارى مىكنند تا در صورت مورد تجاوز قرار گرفتن يا تهديد وضع موجود، واكنش مشتركى در برابر عامل تجاوز يا تهديد نشان دهند [١] . اين حالت ناشى از كار جمعى را امنيت دسته جمعى مىگويند.
امنيت دسته جمعى در حقيقت، طرحى است براى حفظ نظام موجود بين المللى و گريز از جنگهاى نابودكننده.
ناتوانى فرضيههاى امنيت دسته جمعى
در شرايط كنونى نظام بين المللى هيچكدام از فرضيههاى طرح امنيت دسته جمعى عملاً كارساز نبوده است، زيرا توافق بر سر تشخيص متجاوز همواره با مشكلات زيادى مواجه بوده است.
قطع نظر از اشكال عمدهاى كه در تعريف تجاوز از نظر حقوقى وجود دارد، همواره تلاش بر تحريف رويدادها موجب ابهامات زياد در تشخيص متجاوز مىگردد، به طورى كه در برخى موارد با وجود برطرف شدن اشكال ناشى از تعريف تجاوز، به دليل روشن و علنى بودن آن، حقايق، آنچنان تحريف مىشود كه امكان چنين توافقى به طور كلى از ميان مىرود.
در اين باره مىتوان حمله آلمانيها به لهستان، حمله ايتاليا به حبشه و آلبانى، حمله روسها به فنلاند، حمله اسرائيل به مصر، و حمله رژيم عراق به جمهورى اسلامى ايران را به صورت مثالهاى متفاوت از نظر ماهيت تجاوز مورد مطالعه و بررسى قرار داد.
فرضيه مشترك المنافع بودن دولتها در متوقف ساختن تجاوز نيز به نوبه خود اگر با عقل سليم و منطق هم سازگار باشد در عمل با واقعيتها وفق نمىدهد، زيرا براى بسيارى از دولتها ارزشهائى به جز مقابله با تجاوز مطرح است كه نه تنها آنها را از
[١] . همان مأخذ، ص ٥٢.