فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٢٢٤ - د - سرزمين يا قلمرو حاكميت
مردمى كه در برابر دعوت انبياء، به تصور اينكه اينان نيز مانند جباران و سلاطين قصد تصرف سرزمينشان را دارند، مىگويد:
(ق [١] ٦ [٤] ٨;الُوا إِنْ هٰذٰانِ لَسٰاحِرٰانِ يُرِيدٰانِ أَنْ يُخْرِجٰاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِمٰا) ١ (و گاه ملتى به تصور اينكه انبياء مزاحم زندگى آنها هستند، تهديد مىكردند كه آنان را از سرزمين خود بيرون خواهند راند).
(وَ قٰالَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنٰا أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنٰا) [٢] (فرعون نيز با استفاده از اين شايعه مردم را تهديد مىنمود و بر عليه موسى مىشورانيد).
(قٰالَ أَ جِئْتَنٰا لِتُخْرِجَنٰا مِنْ أَرْضِنٰا بِسِحْرِكَ يٰا مُوسىٰ) [٣] (در چنين مواردى، ارض، در قلمرو ارضى كشورى كه داراى ملت و دولت و اقتدارات عمومى است، اطلاق شده و به ملتى نسبت داده شده است).
اين نوع اختصاص بىشك به صورت مالكانه نيست، بلكه نشانگر نوعى اختصاص حقوقى است كه داراى احكام و آثار حقوقى قابل توجهى مىباشد. از آن جمله تعرض و تجاوز به اين نوع ارض كه در اختيار امت و دولتى به طور مشروع مىباشد، مجوز دفاع و عاملى بر جهاد مىباشد. قرآن تجاوز به قلمرو ارضى را از انگيزههاى جهاد و قتال مىشمارد، زيرا در آيات فوقالذكر اصل ادعاى فرعون و مردم نادانى كه حقيقت دعوت انبياء را به درستى درك نمىكردند را تخطئه نمىكند بلكه تطبيق اين اصل كلى را در مورد انبياء، اشتباه و خطا، و يا در جريان فرعون يك دسيسه سياسى معرفى مىكند.
در تعدادى از آيات، اين نوع ارض با كلمه دار و ديار نيز تفسير شده است:
(فَقٰالَ تَمَتَّعُوا فِي دٰارِكُمْ ثَلاٰثَةَ أَيّٰامٍ) ٤ (صالح پيامبر خدا، پس از نافرمانى مردمش آنها را تهديد كرد كه سه روز در شهرشان بمانند تا عذاب الهى را بچشند).
(أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِينَ خَرَجُوا مِنْ دِيٰارِهِمْ وَ هُمْ أُلُوفٌ) [٥] (در اين آيه اشاره به هزاران نفر از مردم ديار و شهرى مىشود كه به بيرون پناه بردند).
در آيات جهاد نيز بيرون كردن مردمى از شهر و كشورشان تحت عنوان اخراج
[١] . طه: ٦٣
[٢] طه: ٥٧.
[٣] ابراهيم: ١٣.
[٤] هود: ٦٥.
[٥] بقره: ٢٤٣.