فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٠٣ - قراردادهاى بين المللى در اسلام
آنها كه بين شما و آنان در كنار مسجد الحرام پيمان بسته شد، تا آنجا كه بر پيمانشان پا مىفشارند شما نيز پاى بفشاريد).
[٣] . (فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى [١] ٦ [٤] ٨; مُدَّتِهِمْ إِنَّ الله يُحِبُّ اَلْمُتَّقِينَ)١(پيمان آنها را تا آخرين مدتش به پايان برسانيد كه خداوند پرهيزكاران را دوست مىدارد).
در سيره سياسى پيامبر (ص) نمونه زيادى از معاهدات با قبائل و دولتها ديده مىشود كه نشانگر مشروعيت قراردادهاى بين المللى در اسلام است. پيامبر اسلام (ص) حتى قبل از بعثت بر اصل تنظيم روابط عادلانه بين قبايل، بر پايه پيمان اصرار مىورزيد و مكرر مىفرمود:
لقد شهدت دار عبد الله بن جدعان حلفاً ما احب ان لى حمر النعم و لو ادعى به فى الاسلام لاجبت [٢] (من در خانه عبد الله بن جدعان، در جاهليت شاهد بستن پيمان مشترك جهت حمايت از مظلومان، بين نمايندگان قبائل مختلف عرب بودم، و چنان بر اين پيمان دل بسته بودم كه حاضر نبودم در ازاى نقض آن، صاحب پربهاترين شتران باشم. اگر در اسلام به چنين پيمانى دعوت شوم فوراً اجابت خواهم كرد).
پيمان پيامبر (ص) با مردم يثرب زمينه هجرت و تأسيس اولين دولت اسلامى را فراهم نمود٣، و در آغاز هجرت نيز عهدنامه مدينه كه قبائل اوس و خزرج و يهوديان مدينه را به صورت متحدان همپيمان متشكل مىنمود، زمينه شكلگيرى قدرت اسلام را در برابر تشكل و تهاجم دشمنان اسلام فراهم آورد٤.
پيامبر (ص) با بسيارى از قبائل و دولتهاى مجاور پيمان بست، و قرارداد صلح حديبيه، امنيت را به حجاز بازگردانيد و قدرت گسترش اسلام را افزايش داد.
در راه مكه قبل از برخورد با قريش و بسته شدن پيمان حديبيه بارها مىفرمود:
لا يسألونى خطه يعظمون فيها حرمات اللّه الا اعطيتهم اياها [٥] (از من وسيلهاى
[١] . توبه: ٤
[٢] سيره ابن هشام، ج ١، صفحه ٣٤، البداية و النهايه، ج ٢، ص ٢٩١.
[٣] رجوع شود به سيره ابن هشام، ص ٤٣١.
[٤] همان مأخذ، ص ٥٠٣.
[٥] سنن ابى داود، ج ٣، ص ١١٣.