فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٩ - شيوههاى نظامى و سياسى و حقوقى بين الملل
برترين سلاح هستند و هر زمان بخواهند ممكن است در مدت كوتاه خود را به جمع قدرتهاى هستهاى ملحق كنند، به تدريج نه تنها اعتبار افسانهاى قدرتهاى نظامى را از ميان خواهد برد، بلكه نقش ناپايدار پولتيكها و طرحهاى سياسى روزمره كوتاه مدت و درازمدت را نيز كه نهايتاً متكى به همان قدرت نظامى است، خنثى و بىاعتبار خواهد ساخت.
شيوههاى نظامى و سياسى و حقوقى بين الملل
به عبارت ديگر براى خاموش كردن كانونهاى بحران و تشنجزدائى و تأمين صلح و امنيت در سطح جهانى از ميان سه شيوه زير بىشك تئورى سوم مداومتر و منطقىتر و با واقعيتهاى عينى منطبقتر است.
١. ايجاد موازنه از طريق مسابقه تسليحاتى و گسترش تكنولوژى نظامى و سلاحهاى پيشرفته كه خود موجب بازداشتن از به كارگيرى سلاح و شيوههاى نظامى مىگردد، زيرا اين نوع سلاحهاى هستهاى و موشكهاى هدايت شونده و وسائل پيچيده الكترونيكى به جز وحشتى كه موجب بازدارندگى مىشود، اصولاً به خاطر هزينههاى كلان و مخاطراتى كه در توليد و حفظ آنها هست، مبادرت به استفاده از آنها با هيچ منطق و انگيزهاى قابل توجيه نيست و همين هزينهها و مخاطرات است كه همواره جنگ را براى توسعهطلبان و تجاوزگران امرى در حدى ناممكن ساخته است.
٢. تكيه بر سياستهاى متغير و متناسب با شرايط و استفاده از شيوههاى سياسى و طرحهاى مقطعى و بهرهگيرى از راههائى سنتى چون حمايت، ميانجيگرى و سازش كه در هر شرايطى به گونهاى مىتواند به منظور رفع تشنج و حل اختلافات و تأمين صلح و امنيت در مقياس جهانى مورد استفاده قرار گيرد.
٣. دستيابى به يك نظام حقوقى عادلانه در تنظيم روابط بين الملل كه چون نظام حقوق خصوصى و عمومى داخلى مرجع تنظيم قدرت و تأمين حقوق ملتها در سطح جهانى باشد و از مجموعه دستگاهها و نهادهاى لازم براى قانونگذارى و اجراى قواعد حقوقى عادلانه و قضاوت اصولى در مناقشات و اختلافات بين المللى نيز