فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٣٤ - ٦ بدعتگذاران فتنهگر
٦. بدعتگذاران فتنهگر
گروهى كه به دليل برداشت غلط و سوء فهم در استنتاج از منابع شناخت دين دچار گمراهى شده و مرام و مذهب جديدى را بدعت گذاردهاند و با فراخواندن مردم به مرام و مذهب خويش و گمراه كردن آنان فتنهاى را در جامعه اسلامى بپا مىكنند، ولى خود به موازين دولت اسلامى پايبندند و مردم را نيز به قيام عليه امام دعوت نمىكنند. با چنين فرضى عنوان باغى بر آنها صدق نخواهد كرد.
اين گروه كه عنوان مبتدع بر آنها اطلاق مىشود اگر افساد نكنند [١] دولت اسلامى با آنان به دو طريق مبارزه خواهد كرد:
نخست از طريق منطق و استدلال و ارشاد و توجيه و بحث و پاسخ به شبهات و ادامه اشتباهات، و دوم به شيوه سياسى و افشاگرانه به منظور خنثى نمودن آثار منفى دعوت آنان در ميان مردم. و در صورت بىاثر ماندن مقابله با شيوه فرهنگى و شيوه سياسى، بر اساس سلسله مراتبى كه در امر به معروف و نهى از منكر مقرر شده عمل خواهد نمود. چنانكه خوارج كه كارشان بالا گرفت و از انتقاد به شعار دادن و تحريك مردم پرداختند، على (ع) تنها به جواب منطقى و سياست افشاگرانه بسنده كرد.
هنگامى كه امام مشغول خطابه بود يكى از آنان فرياد زد: لا حكم الا اللّه لا لك يا على (حكومت از آن خداست نه براى تو). امام با آرامى پاسخ داد: كلمه حق يراد بها الباطل (سخن حقى است كه گوينده از آن قصد باطل و فريب دارد) [٢] .
سپس افزود شما بر عهده من (دولت اسلامى) سه حق داريد:
نخست آنكه شما را از شركت در مساجد و عبادت خدا بازنمىداريم. دوم آنكه با شمار آغاز به جنگ نمىكنيم. سوم شما را از بيت المال محروم نمىنمائيم تا آنگاه كه دستتان با ماست [٣] .
[١] در روايتى از امام حسن عسكرى در مورد فارس بن حاتم كه مردم را گمراه مىكرد نقل شده كه فرمود چه كسى مرا از دست او راحت مىكند كه من ضامن او هستم؟ (وسائل الشيعة، ج ٦، ص ٩٥)
[٢] نهج البلاغه، خطبه ٤٠.
[٣] همان مأخذ، تذكرة الفقهاء، ج ١، ص ٥٥٤، جواهر الكلام، ج ٢١، ص ٣٣٢، الاحكام السطانيه، قاضى أبو ليلى، ص ٥٤.